بارگذاری…

استراتژي توانمند سازي اتحاديه بر بستر فضاي مجازي و حقيقي

اين روز ها در فضاي مجازي امكانات گسترده اي ايجاد شده كه تاثيرات شگرفي بر روند جاري فعاليت ها در فضاي حقيقي ميگذارد.
در جمع ما هم ما كه گروه هاي تلگرامي مجازي تشكيل شده است و عملاً چه بخواهيم و چه نخواهيم يك شبكه هماهنگي محسوب مي شويم. چرا؟ چون دغدغه­هاي مشترك، تهديدهاي مشترك و اهداف مشترك داريم.

union-vzlaya

در شبكه هاي اين چنيني:     
۱-گردش و مبادله آزاد اطلاعات رخ مي دهد. 
۲- هم افزايي در توانمندي سازماني ايجاد مي شود.       
۳- تبادل افكار و هماهنگي اعمال اتفاق مي افتد.
۴- يكپارچگي صنفي ايجاد مي شود.   
۵- به ايجاد هويت مشترك مي انجامد.           
۶-سبب گسترش زمينه­هاي آموزشي و توانمند سازي اعضا مي گردد.        
البته مهارت هايي هم لازم داريم:       
يك- اين كه مهارت ارتباط را بياموزيم و با اندك مشكلي جمع را ترك نكنيم و يا موجب پاشيده شدن جمع نگرديم.      
دو- مهارت مذاكره را بايد بياموزيم.  
سه- مهارت حل تعارض را بدانيم.

چهار- نهايتاً به مهارت تفكر استراتژيك دست پيدا كنيم.
بهرحال ما علاوه بر آن كه در فضاي مجازي اين كاركردها و مهارت ها را مي آموزيم ، در فضاي واقعي هم از طريق اتحاديه كارها را دنبال مي كنيم و لذا خوب است، به اين بپردازيم كه به چه طريقي مسائل را در اين فضا طرح و حلاجي كنيم و در عمل از طريق تشكل خودمان براي به نتيجه رسيدن آنها دنبال كنيم.

معمولاً تشكل ها خيلي تلاش مي كنند ولي ممكن است نتيجه براي اعضا كم باشد. چرا؟ چون در جهت اجرايي شدن خواسته ها استراتژي مشخص ندارند. همه ما سعي سعي خواهيم كرد در اتحاديه از شش استراتژي مهم استفاده كنيم:

استراتژي اول لابي گري است. سعي ميكنيم با بهترين فرد موثر در بهترين زمان و توسط بهترين مذاكره كننده به طرح مشكل و رفع مسئله بپردازيم.

البته بعضاً ناملايماتي هم هست و توسط تعداد معدودي از اعضا ، چنانچه بايد حمايت نمي شويم يا حتي ممكن است حركت خلاف لابي اتحاديه را مشاهده كنيم ولي غالباً توانسته ايم از اين ابزار استفاده كنيم  و اميدواريم در سال جاري نا هماهنگي هاي كمتري مواجه باشيم.

استراتژي دوم شبكه سازي است. شبكه هاي مجازي كه گروه "توليد و تجارت آبزيان"، "گفتگوي شيلاتي" و "صمپا" از مهمترين آنها هستند چون ما "با" هم قدرت داريم و اين "با" هم شدن يعني شبكه سازي، با شبكه است كه تلاش ها خوب جلوه پيدا مي كند  و راحتتر به نتيجه مطلوب مي رسد.

استراتژي سوم ميانجي گري است. در برخي موارد اختلاف نظرهايي ميان سازمان هاي متولي دولتي (دامپزشكي، بهداشت، استاندارد، شيلات…) ممكن است وجود داشته باشد كه دودش در چشم فعالان صنف مي رود. براي رفع مشكل اعضا لازم است اين مسئله را حل كنيم يا از مقامات بالاتر كمك بگيريم كه اخيراً نهاد رياست جمهوري در  مسئله اي وارد شد و مشكل حل شد.

استراتژي چهارم ائتلاف است كه ما با اتحاديه هاي گرمابي و سردآبي و صيادي هماهنگي هايي داريم و اگر لازم باشد استفاده ميكنيم. در سال جاري اين هماهنگي را بيشتر لازم داريم.

 

استراتژي پنجم استفاده از رسانه است كه خيلي كاربرد دارد و البته حساب شده و موثر بايد از اين ابزار استفاده كرد.تا آنجا كه امكان داشته با كمترين هزينه از اين مسير -يعني استفاده از رسانه- سخن خود را به گوش مردم و مسئولان رسانده ايم و امسال هم همين مسير را ادامه مي دهيم.

 استراتژي ششم هم كمپين است كه فعلاً ضرورتي ندارد ولي در مسئله تيلاپيا از آن استفاده شد و به جاهاي خوبي رسيده است.
ان چه مسلم است اين كه همه اينها چه در فضاي مجازي و چه در دنياي واقعي زماني اتفاق مي افتد كه هماهنگ و همسو باشيم. حمايت اعضاء را در كنار خود داشته ياشيم و اين حمايت هم حاصل نمي شود مگر آنكه خدمت رساني و حركت در مسير خواست اعضاء را در پيش بگيريم. اين تعامل دو سويه را كه بحمدا… در سالهاي اخير داشته ايم به لطف و عنايت الهي در سال جاري نيز خواهيم داشت و بلكه بر شدت و هم افزايي آن خواهيم افزود. چگونه؟ با صداقت، صبر و تحمل، از خود گذشتگي و حسن ظن نسبت به يكديگر كه خداوند متعال نيز اين خصوصيات را سبب موفقيت هر جمعيتي داشته است كه يدا… مع الجماعه.