استفاده و فرآوری محصولات جانبی و هممحصولات (Co-Products) تیلاپیا
ترجمه توسط محمدرضا شریعتی دانشجوی دکترای زیست شناسی دریا و کارشناس همکار اتحادیه

در فرآوری تیلاپیا، تنها ۳۰ تا ۳۵ درصد از وزن ماهی را فیله ها تشکیل میدهند؛ بنابراین ۶۵ تا ۷۰ درصد از توده ماهی بهصورت مواد جانبی (By porduct) غنی از مواد مغذی باقی میماند که قابلیت تبدیل به محصولاتی ارزشمند، از جمله پودر پروتئینی (Co-Products)* برای مصرف انسانی را دارند. در بازارهای رقابتی فیله تیلاپیا درآمد حاصل از این محصولات میتواند به جبران نوسانات قیمت و افزایش هزینههای نهادهها کمک کند. با این حال، تضمین ایمنی مواد غذایی، حفظ کیفیت یکنواخت، توسعه بازارها و رقابت با جایگزینهای کمهزینه، مستلزم سرمایهگذاری، مهارت فنی و سیاستهای حمایتی است. این مقاله به بررسی بهرهبرداری و فرآوری محصولات جانبی و هممحصولات تیلاپیا پرداخته و الگوهای تولید، اهمیت اقتصادی و مهمترین مسیرهای استفاده در حوزههای غذا، خوراک و کاربردهای غیرغذایی را مورد بررسی قرار میدهد.

پاورقی: در فراوری آبزیان ( مانند هر محصول دیگری) علاوه بر فیله یا استیک ماهی ، فراوردهی جانبی هم استحصال می شود. حال اگر آن محصولات جانبی مجددا به محصول دیگری با ارزش افزوده و کارایی بیشتر تبدیل شود به آن Co-Product می گویند که در این مقاله با عنوان “هم محصولات” ذکر شده است.
تیلاپیا به یکی از مهمترین گونههای پرورشی آبزیپروری در جهان تبدیل شده و نقش مهمی در تأمین جهانی گوشت سفید ایفا میکند. این گونه رشد سریعی دارد، با طیف گستردهای از سامانههای تولید سازگار است و خوراک را با کارایی بالا به گوشتی با طعم ملایم تبدیل میکند. این ویژگیها موجب گسترش سریع پرورش آن در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شده است. امروزه تیلاپیا هم از امنیت غذایی داخلی کشورها حمایت میکند و هم در تجارت بینالمللی نقش دارد و غذای دریایی مقرون به صرفهای را برای میلیونها نفر فراهم میسازد.
با وجود این، توجه بازار همچنان عمدتاً بر فیله تیلاپیا متمرکز است. در اغلب زنجیرههای ارزش صادراتمحور، تیلاپیا عمدتاً برای تولید فیله فرآوری میشود، در حالی که توجه کم تری به سایر بخشهای این ماهی می شود. فیلهها معمولاً تنها حدود یکسوم وزن کل ماهی را تشکیل میدهند. دو سوم باقیمانده شامل: سر، اسکلت لاشه (Frames)، پوست، فلس و احشاء است که اغلب کمارزش تلقی شده و حتی دور ریخته میشوند.
با افزایش فشار بر سامانههای غذایی برای بهبود بهرهوری، کاهش ضایعات و اتلاف مواد غذایی و ارتقای کیفیت تغذیه، استفاده از باقیماندههای حاصل از فرآوری تیلاپیا اهمیت روزافزونی یافته است. برای واحدهای فرآوری، استفاده بهتر از این مواد میتواند سودآوری و قدرت رقابت را افزایش دهد. برای دولتها و شرکای توسعهای نیز این امر مسیری برای تقویت امنیت غذایی، بهبود تغذیه و ایجاد اشتغال فراهم میکند؛ بدون آنکه نیاز به افزایش چشمگیر حجم تولید وجود داشته باشد.
این مقاله بهرهبرداری و فرآوری محصولات جانبی و هممحصولات تیلاپیا را با تمرکز بر الگوهای تولید، اهمیت اقتصادی و مسیرهای اصلی استفاده در بخشهای غذایی، خوراکی و غیرغذایی بررسی میکند.
محصولات جانبی یا هممحصولات؟ چارچوببندی این منبع ارزشمند
اصطلاحات محصولات جانبی (By-products) و هممحصولات (Co-products) در صنایع فرآوری آبزیان اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما در واقع بیانگر دو دیدگاه متفاوت هستند. بهطور سنتی، محصولات جانبی به موادی اطلاق میشود که پس از جداسازی محصول اصلی باقی میمانند؛ مانند: سر، اسکلت لاشه، احشاء، پوست و ضایعات برش (Trimmings)؛ این اصطلاح تلویحاً نشان میدهد که این مواد دارای ارزشی ثانویه یا باقیمانده هستند. برای مثال، هنگامی که از ماهی تُن، گوشتهای اصلی (Loins) برای صنعت کنسروسازی تولید میشود، استخوانها، پوست و گوشت تیره باقیمانده معمولاً به عنوان محصولات جانبی طبقهبندی میشوند که ممکن است به پودر ماهی که در این حالت یک هممحصول محسوب میشود تبدیل شوند یا در صورت عدم استفاده دور ریخته شوند.
- محصولات جانبی یا هممحصولات؟
در مقابل، تولید هممحصولات (Co-products) بر بازیافت هدفمند و استفاده برنامهریزیشده از چندین محصول خروجی حاصل از یک ماده خام واحد تأکید دارد. برای مثال، در فرآوری ماهی، ممکن است فیله، محصول اصلی خوراکی باشد؛ اما پوست میتواند بهصورت هدفمند برای تولید کلاژن (Collagen) و ژلاتین (Gelatin) فرآوری شود، استخوانها برای تولید مکملهای غنی از کلسیم مورد استفاده قرار گیرند و احشاء برای استخراج آنزیمها یا تولید ترکیبات نوتراسوتیکال (Nutraceuticals) و کاربردهای تغذیهای-درمانی تخلیص شوند.
در این چارچوب، این مواد دیگر ضایعات تلقی نمیشوند، بلکه هممحصولاتی هستند که برای زنجیرههای ارزش مشخص برنامهریزی شدهاند.
در فرآوری تیلاپیا، این تمایز اهمیت ویژهای دارد. با توجه به اینکه تقریباً ۶۵ تا ۷۰ درصد وزن ماهی پس از فیلهکردن باقی میماند، در نظر گرفتن این مواد صرفاً بهعنوان ضایعات به معنای از دست رفتن بخش قابل توجهی از ارزش بالقوه است. امروزه بسیاری از فرآوریکنندگان و سیاستگذاران ترجیح میدهند از اصطلاح «هممحصولات» استفاده کنند تا ظرفیت اقتصادی و تغذیهای این مواد را برجسته سازند. با این حال، اصطلاح «محصولات جانبی» همچنان در صنعت بهطور گسترده استفاده میشود و در این مقاله نیز هر دو اصطلاح بهکار گرفته شدهاند.

- حجم تولید و پراکنش منطقهای
تولید جهانی تیلاپیا اکنون از ۷ میلیون تن در سال فراتر رفته است که تقریباً تمام آن از طریق آبزیپروری تأمین میشود. قاره آسیا بر عرضه جهانی تسلط دارد و بیش از دو سوم تولید جهانی را به خود اختصاص داده است. چین همچنان بزرگترین تولیدکننده جهان محسوب میشود؛ هرچند رشد تولید آن در سالهای اخیر به دلیل افزایش هزینهها و سختگیرانهتر شدن مقررات زیستمحیطی تا حدودی کاهش یافته است.
اندونزی نیز با اتکا به سرمایهگذاریهای دولتی و تقاضای قوی داخلی، به یکی از تولیدکنندگان عمده تبدیل شده است. تیلاپیا اکنون در بیش از ۱۵۰ کشور جهان تولید میشود که نشاندهنده سازگاری بالای این گونه با شرایط محیطی و سامانههای مختلف پرورشی است.
قاره آفریقا نزدیک به یکپنجم تولید جهانی را به خود اختصاص داده و مصر جایگاه خود را در میان بزرگترین تولیدکنندگان جهان تثبیت کرده است. در منطقه آفریقای جنوب صحرا، پرورش تیلاپیا در قفسهای مستقر در دریاچهها و مخازن آبی در کشورهایی نظیر: غنا، نیجریه، اوگاندا و زامبیا به سرعت گسترش یافته است.
منطقه آمریکای لاتین و کارائیب حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد تولید جهانی را تأمین میکند که در این میان برزیل بزرگترین تولیدکننده منطقه بوده و حضور آن در بازارهای صادراتی رو به افزایش است.
الگوهای فرآوری و اشکال محصولات
الگوهای فرآوری تیلاپیا بسته به جهتگیری بازار تفاوت قابل توجهی دارند. در بسیاری از کشورهای تولیدکننده، بهویژه در آفریقا و بخشهایی از آسیا، تیلاپیا عمدتاً بهصورت: ماهی کامل تازه و ماهی زنده برای بازارهای داخلی عرضه میشود. در چنین شرایطی، تولید محصولات جانبی محدود است؛ زیرا ماهی اغلب در سطح خانوار یا بازارهای سنتی (Wet Markets) آمادهسازی میشود. در مقابل، در صنایع صادراتمحور، بخش بزرگی از تولید به فیله برای بازارهای بینالمللی، بهویژه در آمریکای شمالی و اروپا تبدیل میشود. تولید فیله همچنین در سوپرمارکتها و بخش خدمات غذایی داخلی نیز در حال گسترش است؛ زیرا ترجیحات مصرفکنندگان به سمت محصولات آماده و راحتتر تغییر یافته است. تمرکز فرآوری صنعتی باعث ایجاد حجم زیادی از محصولات جانبی در کارخانههای فرآوری میشود و مدیریت و بهرهبرداری از این مواد را به یک مسئله مهم عملیاتی تبدیل میکند.
- اهمیت اقتصادی
ارزش بخش جهانی تیلاپیا تقریباً ۱۳ تا ۱۵ میلیارد دلار آمریکا برآورد میشود؛ هرچند این رقم به شرایط بازار و روشهای ارزشگذاری بستگی دارد. فراتر از ارزش مزرعهای، تیلاپیا از صنایع زیر نیز پشتیبانی میکند: فرآوری، زنجیره سرد، صادرات، تجارت، خردهفروشی و در سراسر زنجیره ارزش موجب ایجاد اشتغال و درآمد میشود. برای بسیاری از کشورهای تولیدکننده، تیلاپیا اهمیت راهبردی دارد. این گونه علاوه بر ایجاد درآمد ارزی از محل صادرات، پروتئین حیوانی ارزانقیمت را نیز برای بازارهای داخلی فراهم میکند. در چنین شرایطی، استفاده مؤثر از محصولات جانبی میتواند سهم اقتصادی کل این صنعت را بهطور چشمگیری افزایش دهد. در مواردی که محصولات جانبی دور ریخته میشوند یا با قیمت بسیار پایین فروخته میشوند، درآمد بالقوه از دست میرود.
اما زمانی که این مواد به غذا، خوراک دام و آبزیان و محصولات صنعتی تبدیل شوند، میتوانند سهم قابل توجهی در افزایش حاشیه سود واحدهای فرآوری داشته باشند. در بازارهای رقابتی فیله، درآمد حاصل از هممحصولات میتواند اثر نوسانات قیمت را کاهش داده و افزایش هزینه نهادهها را جبران کند.
- پیامدهای تغذیهای فرآوری تیلاپیا
تیلاپیا بهطور گسترده به عنوان منبعی مقرونبهصرفه از پروتئین باکیفیت بالا، ویتامین B12، سلنیوم، فسفر و نیاسین شناخته میشود. این ویژگیها نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی، بهویژه در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط، ایفا میکنند. با این حال، مواد مغذی در تمامی بخشهای بدن ماهی بهطور یکنواخت توزیع نشدهاند. بسیاری از ریزمغذیها در بخشهایی متمرکز هستند که در جریان فیلهکردن حذف میشوند؛ از جمله در استخوانها، پوست و اندامهای داخلی؛ همچنین محصولات جانبی مانند سر و استخوانها بهویژه غنی از مواد معدنی از جمله کلسیم، فسفر، آهن و روی هستند. بنابراین هنگامی که فرآوری صرفاً بر تولید فیله متمرکز باشد، میزان مواد مغذی قابل استفاده حاصل از هر ماهی کاهش مییابد.
- کاربردهای بالقوه محصولات جانبی تیلاپیا
- در محصولات غذایی (Food products)همچون: سوریمی (Surimi)، آرد/پودر ماهی برای مصرف انسانی (Flour/Powder)، ژلاتین (Gelatin) و پوششها و فیلمهای خوراکی (Edible Films/Coatings)
- در زیستفناوری و داروسازی (Biotechnology / Pharmaceutical)همچون: روغن ماهی (Fish Oil)، کلاژن (Collagen)، ژلاتین (Gelatin) و هیدرولیزاتهای پروتئینی (Protein Hydrolysates).
- در سایر کاربردها (Other Applications)همچون: پودر ماهی (Fish Meal)، سیلاژ ماهی (Fish Silage)، بیودیزل (Biodiesel) و چرم ماهی (Fish Leather).

بهرهبرداری از این منابع میتواند پیامدهای بسیار مهمی داشته باشد. در مناطقی که کمبود ریزمغذیها همچنان گسترده است، دور ریختن بخشهای غنی از مواد مغذی به معنای از دست دادن یک فرصت ارزشمند محسوب میشود. در مقابل، استفاده مؤثر از محصولات جانبی میتواند بدون افزایش شدت تولید، فشار بر منابع طبیعی یا گسترش فعالیتهای پرورشی، سهم تغذیهای تولید موجود را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. با این حال، محصولات حاصل باید بهبود یافته و برای مصرفکنندگان جذاب شوند؛ زیرا در غیر این صورت، مردم تمایلی به مصرف آنها نخواهند داشت.
غذا برای مصرف انسان و دام
- دستهبندی محصولات غذایی (Food Product Categories)
محصولات جانبی تیلاپیا در صورت مدیریت و فرآوری صحیح، برای مصرف انسانی بسیار مناسب هستند. سر، اسکلت لاشه (Frames) و ضایعات حاصل از برش (Trimmings) حاوی مقادیر قابل توجهی از بافت عضلانی هستند و میتوان این گوشت را از طریق جداسازی مکانیکی استخراج و به گوشت چرخکرده ماهی تبدیل کرد. این گوشت چرخکرده در تولید محصولات زیر کاربرد گستردهای دارد: سوریمی (Surimi)، کیک ماهی (Fish Cakes)، توپکهای ماهی (Fish Balls)، سوسیس ماهی (Fish Sausages)، برگر ماهی (Fish Burgers)و فرآوردههای مالیدنی یا اسپردهای ماهی (Fish Spreads).
اسکلت لاشه و سر ماهی نیز بهطور گسترده در تهیه: سوپها، آبگوشتها (Broths)و انواع سسها بهویژه در آشپزی کشورهای آسیایی و آفریقایی مورد استفاده قرار میگیرند. استخوانها را میتوان به پودر ماهی خوراکی ریزآسیابشده تبدیل کرد که غنی از کلسیم و سایر مواد معدنی ضروری است و برای غنیسازی مواد غذایی پایه (Staple Foods) مناسب میباشد. پوست ماهی نیز قابلیت سرخ شدن و خشک شدن برای مصرف مستقیم را دارد یا میتواند برای تولید ژلاتین خوراکی فرآوری شود.
- محصولات تغذیهمحور (Nutrition-Focused Products)
در سالهای اخیر توجه فزایندهای به محصولات تغذیهای تولیدشده از تیلاپیا معطوف شده است. پودرها و خمیرهای ماهی (Fish Powders and Fish Pastes) در صورت افزودن به غذاهای سنتی میتوانند دریافت ریزمغذیها را بهطور چشمگیری افزایش دهند. این محصولات بهویژه برای برنامههایی همچون تغذیه مدارس، برنامههای تغذیه مادران و کودکان، طرحهای مقابله با سوءتغذیه و کمکهای غذایی در شرایط اضطراری اهمیت دارند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) استفاده از محصولات جانبی ماهی در برنامههای تغذیه مدارس برخی کشورها مثل غنا، هندوراس، پرو و گواتمالا آزمایش کرده است. نتایج نشان داده است که این محصولات از سوی دانشآموزان مورد پذیرش قرار گرفتهاند.
تجربیات بهدستآمده از چندین کشور نشان میدهد که این نوع محصولات، در صورتی که فرمولاسیون مناسبی داشته باشند و بهدرستی در دستورهای غذایی محلی ادغام شوند، عموماً از مقبولیت بالایی برخوردار خواهند بود.نکته مهم آن است که این محصولات را میتوان با استفاده از فناوریهای نسبتاً ساده تولید کرد؛ موضوعی که امکان دسترسی واحدهای فرآوری کوچک و متوسط را نیز فراهم میسازد.
- پیامدهای اقتصادی و اجتماعی (Economic and Social Impacts)
استفاده از محصولات جانبی فرآوریشده و تبدیل آنها به محصولات جدید (هممحصولات) برای مصرف غذایی میتواند تعداد وعدههای غذایی قابل استحصال از هر ماهی را در مقایسه با تولید صرف فیله، دو تا سه برابر افزایش دهد.
این موضوع دارای مزایای آشکار در حوزه امنیت غذایی، دسترسی به غذا و تغذیه است. علاوه بر این، فرصتهای اقتصادی جدیدی نیز ایجاد میکند. تولید و بازاریابی محصولات غذایی ثانویه میتواند اشتغال بیشتری ایجاد کند، فرصتهای درآمدی جدید فراهم سازد و بهویژه برای زنان فرصتهای شغلی ایجاد کند و موجب توسعه زنجیرههای ارزش محلی شود. با این حال، چالشهایی نیز وجود دارد.
موفقیت این محصولات مستلزم مواردی همچون تضمین ایمنی مواد غذایی، حفظ کیفیت یکنواخت، توسعه بازارهای مصرف و رقابت با جایگزینهای کمهزینه است که همگی به سرمایهگذاری، دانش فنی، مهارتهای تخصصی و سیاستهای حمایتی نیاز دارند.
- خوراک دام و آبزیان
پودر ماهی و سیلاژ ماهی (Fishmeal and Fish Silage)
یکی از شناختهشدهترین کاربردهای محصولات جانبی تیلاپیا، استفاده از آنها در تولید خوراک دام و آبزیان است.
سر، اسکلت لاشه، پوست و احشاء را میتوان فرآوری کرده و به پودر ماهی یا سیلاژ ماهی تبدیل کرد. سیلاژ ماهی از طریق اسیدیسازی یا تخمیر زیستی تولید میشود. پودر ماهی حاصل از محصولات جانبی تیلاپیا یک منبع پروتئینی باکیفیت بالا محسوب میشود که قابلیت استفاده در جیرههای غذایی طیور، خوک و آبزیان پرورشی را دارد. پودر ماهی تولیدشده از محصولات جانبی تیلاپیا میتواند بخشی از نیاز پروتئینی جیرههای غذایی را تأمین کند و در بسیاری از سامانههای تولیدی بهعنوان جایگزین یا مکمل سایر منابع پروتئینی مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه ترکیب شیمیایی پودر ماهی حاصل از تیلاپیا بسته به مواردی همچون اندازه ماهی، روش فرآوری و نسبت اجزای مورد استفاده (سر، استخوان، پوست و احشاء) متفاوت است اما معمولاً دارای مقادیر قابل توجهی از پروتئین خام، اسیدهای آمینه ضروری و مواد معدنی است. این ویژگیها آن را به یک ماده اولیه ارزشمند در صنعت خوراک تبدیل میکند. سیلاژ ماهی نیز گزینهای جذاب برای مناطقی است که دسترسی به تجهیزات خشککردن یا کارخانههای تولید پودر ماهی محدود است. این محصول را میتوان با فناوری نسبتاً ساده تولید کرد و بهصورت مستقیم یا پس از فرآوری بیشتر در جیرههای غذایی دام و آبزیان به کار برد. در برخی کشورها، سیلاژ ماهی بهعنوان راهکاری کمهزینه برای بهرهبرداری از مواد خامی که در غیر این صورت دور ریخته میشدند، مورد توجه قرار گرفته است.
- آبزیپروری و اقتصاد چرخشی (Aquaculture and Circular Economy)
استفاده از محصولات جانبی تیلاپیا در خوراک آبزیان نمونهای از اصول اقتصاد چرخشی (Circular Economy) در سامانههای غذایی است. در این رویکرد، مواد مغذی موجود در جریانهای جانبی تولید دوباره وارد چرخه تولید میشوند و میزان ضایعات به حداقل میرسد. این موضوع میتواند بهرهوری استفاده از منابع را افزایش دهد؛ وابستگی به مواد اولیه وارداتی را کاهش دهد و پایداری زیستمحیطی سامانههای تولید را بهبود بخشد. در بسیاری از کشورها، هزینه خوراک بزرگترین جزء هزینههای تولید آبزیپروری را تشکیل میدهد. بنابراین توسعه منابع خوراکی داخلی حاصل از محصولات جانبی تیلاپیا میتواند مزایای اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. این مسئله بهویژه در کشورهایی که واردات مواد اولیه خوراک هزینه بالایی دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
کاربردهای غیرغذایی (Non-Food Applications)
محصولات جانبی تیلاپیا تنها به غذا و خوراک محدود نمیشوند. بسیاری از اجزای ماهی قابلیت استفاده در صنایع مختلف را دارند و میتوانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.
- کلاژن و ژلاتین (Collagen and Gelatin)
پوست، فلس و سایر بافتهای همبند تیلاپیا منابع مناسبی برای استخراج کلاژن و ژلاتین هستند. این ترکیبات در صنایع متعددی کاربرد دارند، از جمله در صنایع غذایی (ژلهای خوراکی، محصولات قنادی، دسرها و پایدارکنندههای غذایی)؛ صنایع دارویی (کپسولهای ژلاتینی، سامانههای انتقال دارو و مواد زیستسازگار پزشکی) و صنایع آرایشی و بهداشتی (محصولات مراقبت از پوست، فرآوردههای ضدپیری و ترکیبات مرطوبکننده).
در سالهای اخیر، علاقه به کلاژن دریایی افزایش یافته است؛ زیرا این ماده در برخی کاربردها جایگزین مناسبی برای کلاژن حاصل از پستانداران محسوب میشود. این موضوع بهویژه در بازارهایی که نگرانیهای مذهبی، فرهنگی و بهداشتی در خصوص منابع حیوانی وجود دارد، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
- هیدرولیزاتهای پروتئینی[1]* (Protein Hydrolysates)
پروتئینهای موجود در محصولات جانبی تیلاپیا را میتوان از طریق فرآیندهای آنزیمی به هیدرولیزاتهای پروتئینی تبدیل کرد. این محصولات حاوی پپتیدهای زیستفعال (Bioactive Peptides) و اسیدهای آمینه آزاد هستند. مطالعات نشان دادهاند که برخی از این ترکیبات ممکن است دارای خواصی مانند آنتیاکسیدانی، ضد فشار خون و ضد میکروبی باشند؛ هرچند برای بسیاری از کاربردها هنوز تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
[1] پاورقی: پروتئین هیدرولیزات یک ترکیب ارزشمند است که از تجزیه و هیدرولیز پروتئین ها به قطعات پپتیدی کوچکتر یا اسیدهای آمینه بدست می آید
هیدرولیزاتهای پروتئینی در مواردی همچون مکملهای غذایی، غذاهای عملکردی (Functional Foods)، خوراک آبزیان و خوراک حیوانات خانگی مورد استفاده قرار میگیرند.
- چرم ماهی (Fish Leather)
پوست تیلاپیا را میتوان دباغی و فرآوری کرد تا به چرم ماهی تبدیل شود. چرم حاصل دارای ویژگیهایی نظیر انعطافپذیری مناسب، استحکام کششی بالا و الگوی ظاهری منحصربهفرد است. این فرآورده در تولید محصولاتی نظیر کیف، کفش، کمربند، محصولات مد و پوشاک و صنایع دستی مورد استفاده قرار می گیرد. این در حالی است که در برخی کشورها، چرم ماهی به یک محصول لوکس با ارزش افزوده بالا تبدیل شده است.
- سوختهای زیستی و سایر کاربردها (Biofuels and Other Uses)
چربیها و روغنهای حاصل از فرآوری تیلاپیا را میتوان در تولید بیودیزل و سایر فرآوردههای زیستی مورد استفاده قرار داد. اگرچه این کاربردها هنوز سهم کوچکی از بازار را تشکیل میدهند، اما میتوانند بخشی از راهبردهای جامع استفاده کامل از منابع را تشکیل دهند.
چالشهای توسعه هممحصولات
علیرغم فرصتهای قابل توجه، توسعه زنجیرههای ارزش مبتنی بر هممحصولات با چالشهایی همراه است. این چالشها شامل چالشهای فنی (جمعآوری و نگهداری مواد خام، کنترل کیفیت و استانداردسازی فرآیندها)؛ چالشهای اقتصادی (سرمایهگذاری اولیه، دسترسی به بازار و مقیاس اقتصادی تولید) و چالشهای نهادی (قوانین و مقررات، استانداردهای ایمنی غذایی و الزامات صادراتی) است. برای موفقیت، همکاری میان تولیدکنندگان، فرآوریکنندگان، پژوهشگران، نهادهای دولتی و بخش خصوصی ضروری است.
حداکثرسازی ارزش حاصل از تیلاپیا
- کاهش ضایعات و افزایش بهرهوری تغذیهای
یکی از مهمترین پیامهای این مقاله آن است که بخش قابل توجهی از ارزش بالقوه تیلاپیا هنوز بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. در بسیاری از زنجیرههای تولید و فرآوری، تمرکز اصلی بر تولید فیله است؛ در حالی که بخش عمدهای از توده زیستی ماهی پس از فرآوری باقی میماند. در صورت عدم استفاده مناسب، این مواد میتوانند به ضایعات تبدیل شوند یا تنها با ارزش اقتصادی بسیار پایین مورد بهرهبرداری قرار گیرند. در مقابل، توسعه کاربردهای غذایی، خوراکی و صنعتی برای این مواد میتواند بهرهوری کلی سامانه را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.
- کاهش ضایعات غذایی (Food Loss and Waste Reduction)
کاهش ضایعات و اتلاف مواد غذایی به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری جهانی در حوزه غذا تبدیل شده است. در این چارچوب، استفاده بهتر از محصولات جانبی و هممحصولات تیلاپیا میتواند نقش مهمی در دستیابی به اهداف توسعه پایدار ایفا کند. هر کیلوگرم ماده خامی که به محصول قابل استفاده تبدیل میشود، موجب افزایش بازدهی منابعی خواهد شد که برای تولید آن ماهی صرف شدهاند شامل آب، زمین، خوراک، انرژی و نیروی کار و از دیدگاه امنیت غذایی، این موضوع اهمیت ویژهای دارد. به جای افزایش صرف حجم تولید، میتوان از طریق استفاده کاملتر از ماهیهای تولیدشده، مقدار غذای در دسترس برای مصرف انسان را افزایش داد. در بسیاری از کشورها، این رویکرد میتواند یکی از مقرونبهصرفهترین روشهای افزایش عرضه مواد غذایی مغذی باشد.
- نوآوری و توسعه بازار (Innovation and Market Development)
برای دستیابی به ظرفیت کامل هممحصولات تیلاپیا، نوآوری در زمینه های فناوریهای فرآوری، توسعه محصول، بستهبندی و بازاریابی ضروری است. مصرفکنندگان تنها زمانی محصولات جدید را خواهند پذیرفت که این محصولات ایمن باشند؛ کیفیت مناسبی داشته باشند؛ از نظر حسی مطلوب باشند و قیمت رقابتی داشته باشند. در برخی بازارها، محصولات مبتنی بر محصولات جانبی هنوز با تصورات منفی مصرفکنندگان مواجهاند. بنابراین آموزش مصرفکنندگان و اطلاعرسانی درباره ارزش تغذیهای و مزایای زیستمحیطی این محصولات میتواند نقش مهمی در توسعه بازار ایفا کند.
نقش سیاستگذاری عمومی (Public Policy Considerations)
دولتها میتوانند نقش مهمی در تسهیل استفاده بهتر از محصولات جانبی و هممحصولات ایفا کنند. اقدامات حمایتی میتواند است شامل مواردی همچون حمایت از تحقیق و توسعه (فناوریهای فرآوری، توسعه محصولات جدید و بهبود کیفیت)، تقویت زیرساختها (زنجیره سرد، حملونقل و امکانات فرآوری) توسعه استانداردها (ایمنی مواد غذایی، کنترل کیفیت و قابلیت ردیابی محصول) و ظرفیتسازی (آموزش تولیدکنندگان، آموزش فرآوریکنندگان و انتقال دانش فنی) باشد. همچنین برنامههای عمومی تغذیه میتوانند بازارهای اولیه مهمی برای محصولات غذایی مبتنی بر هممحصولات فراهم کنند. نمونههایی از این برنامهها عبارتاند از: تغذیه مدارس، برنامههای حمایت از مادران و کودکان و طرحهای کمک غذایی.
نتیجهگیری
تیلاپیا یکی از مهمترین گونههای آبزیپروری جهان است و نقش فزایندهای در تأمین غذای جمعیت جهان ایفا میکند. با این حال، بخش عمدهای از توده زیستی ماهی پس از فرآوری بهصورت محصولات جانبی باقی میماند. این مواد شامل: سر، اسکلت لاشه، پوست، فلس، احشاء و ضایعات برش هستند که همگی دارای ارزش تغذیهای و اقتصادی قابل توجهی میباشند. تبدیل این مواد به هممحصولات ارزشمند میتواند مزایای متعددی ایجاد کند، از جمله: مزایای تغذیهای (افزایش دسترسی به مواد مغذی، کاهش کمبود ریزمغذیها و بهبود امنیت غذایی)،
مزایای اقتصادی (افزایش درآمد فرآوریکنندگان، ایجاد فرصتهای شغلی جدید و توسعه زنجیره ارزش) و مزایای زیستمحیطی (کاهش ضایعات، استفاده کارآمدتر از منابع و تقویت اقتصاد چرخشی).
اگرچه چالشهایی در زمینه های کیفیت، ایمنی غذایی، فناوری و توسعه بازار وجود دارد، اما فرصتهای قابل توجهی برای گسترش بهرهبرداری از محصولات جانبی و هممحصولات تیلاپیا در اختیار صنعت، دولتها و سازمانهای توسعهای قرار دارد. در شرایطی که جهان به دنبال تولید غذای بیشتر با منابع محدودتر است، استفاده کامل از ماهیهای تولیدشده نه تنها یک فرصت اقتصادی، بلکه یک ضرورت برای توسعه پایدار سامانههای غذایی محسوب میشود.
پیام کلیدی
« استفاده کامل از تیلاپیا میتواند بدون نیاز به افزایش تولید، مقدار غذای قابل دسترس برای انسان را افزایش داده، ضایعات را کاهش دهد و ارزش اقتصادی کل زنجیره را بهبود بخشد ».


