تقویت سرمایهگذاری در پرورش تیلاپیا
نویسنده: دکترHarrison Charo-Karisa ، متخصص ارشد شیلات در گروه بانک جهانی
ترجمه : کسری لطفی دانشجوی دکترای تکثیر و پرورش آبزیان شیلات و کارشناس بخش تحقیق و توسعه اتحادیه تولید و تجارت آبزیان
تیلاپیا از یک گونه سیکلید بومی آفریقایی مهم منطقهای به یکی از ماهیهای پرورشی با بیشترین میزان تولید در جهان تبدیل شده است. مرحله بعدی رشد این صنعت، دیگر صرفاً به گسترش سطح مزارع وابسته نیست، بلکه بیش از هر چیز به افزایش بهرهوری، بهبود ژنتیکی، ارتقای کارایی خوراک، یکپارچهسازی زنجیره ارزش و دسترسی به سرمایهگذاری بستگی دارد. برزیل، مصر و غنا سه الگوی متفاوت از توسعه صنعت پرورش تیلاپیا را به نمایش میگذارند: رشد مبتنی بر تقاضای بازار، توسعه مبتنی بر افزایش بهرهوری، و گسترش تجاری محدودشده به دلیل کمبود منابع مالی.
این مقاله به نقش سویه تیلاپیای پرورشی اصلاحشده ژنتیکی (GIFT) در شتاببخشیدن به رشد تولید میپردازد و نشان میدهد که چگونه گسترش آبزیپروری در جهان، همزمان با تبدیل شدن تیلاپیا به یک ماهی سفید پرمصرف و اقتصادی، مسیر مشابهی را طی کرده است. همچنین، تجربههای منتخب از ویتنام، مکزیک و تحلیلهای بازار مؤسسه رابوبانک را بررسی میکند و در نهایت، با استدلالی روشنتر توضیح میدهد که چرا تیلاپیا یکی از مطمئنترین گزینههای سرمایهگذاری در بخش تولید غذای آبزی در بازارهای نوظهور به شمار میرود.

اگرچه تیلاپیا بومی آفریقا و خاورمیانه است، امروزه در سراسر جهان پرورش داده میشود و تولید آن در سال ۲۰۲۴ به حدود ۷ میلیون تن رسید که بخش عمده آن در کشورهای آسیایی انجام میشود. تیلاپیای نیل با سهم ۸۰٫۵ درصدی از کل تولید تیلاپیای پرورشی، مهمترین گونه این صنعت به شمار میرود.
رشد سریع، انعطافپذیری غذایی بالا، توانایی سازگاری با شرایط مختلف پرورش، پذیرش مطلوب در بازار مصرف و تکثیر آسان، از مهمترین دلایل برتری این گونه هستند.
تیلاپیا توانسته است در شرایطی که بسیاری از گونههای دیگر موفق نبودهاند، عملکرد مطلوبی داشته باشد و ارزش خود را در طیف گستردهای از شرایط اقلیمی، سامانههای پرورشی و بازارهای مصرف به اثبات برساند.
چین، اندونزی، مصر، برزیل، فیلیپین، بنگلادش، ویتنام، تایلند و کلمبیا از بزرگترین تولیدکنندگان تیلاپیا در جهان به شمار میروند.
آمارهای جهانی تولید نیز ابعاد این تحول را بهخوبی نشان میدهند. بر اساس یک مطالعه اقتصاد زیستی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است، تولید جهانی تیلاپیا از حدود ۳۸۰ هزار تن در سال ۱۹۹۰ به ۶٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۰ افزایش یافته است. همچنین، بررسیهای بانک جهانی نشان میدهد که در سال ۲۰۲۰ حدود ۶٫۱ میلیون تن تیلاپیا از طریق آبزی پروری تولید شده، در حالی که میزان صید تیلاپیا و سایر ماهیان خانواده سیکلید از منابع طبیعی تنها حدود ۰٫۹ میلیون تن بوده است. این آمارها بهروشنی نشان میدهد که اقتصاد امروز تیلاپیا بیش از آنکه بر صید طبیعی متکی باشد، بر پایه آبزیپروری استوار است.
گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نیز تیلاپیا را یکی از مهمترین ماهیان سفید پرورشی در تجارت بینالمللی معرفی میکنند، هرچند بخش قابل توجهی از تولید آن همچنان در کشورهای تولیدکننده به مصرف داخلی میرسد.
ازاینرو، تیلاپیا هم یک ماده غذایی اساسی در مقیاس جهانی و هم کالایی راهبردی برای توسعه منطقهای محسوب میشود. همین جایگاه دوگانه، یعنی اهمیت جهانی در کنار ریشهداشتن در اقتصادهای محلی، باعث شده است تیلاپیا به گزینهای جذاب برای سیاستهای امنیت غذایی، سرمایهگذاری در آبزیپروری تجاری و تأمین مالی توسعه تبدیل شود.
امروزه دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا صنعت تیلاپیا ظرفیت رشد دارد یا خیر؛ زیرا این رشد پیشتر محقق شده است. پرسش اساسی این است که چرا برخی کشورها توانستهاند تیلاپیا را به صنعتی مقیاسپذیر، یکپارچه از نظر زنجیره ارزش و جذاب برای سرمایهگذاری تبدیل کنند، در حالی که برخی دیگر همچنان درگیر نظامهای تولید پراکنده یا پرهزینه هستند.
بازارهای نوظهور، با اتکا به پیشرفت در مقررات زیستمحیطی، دیجیتالیسازی و نوآوری در خوراک آبزیان، نقش محوری در رشد آینده این صنعت خواهند داشت. با این حال، محدودیت دسترسی به منابع مالی همچنان یکی از مهمترین موانع توسعه به شمار میرود و ضرورت استفاده از ابزارهایی مانند تأمین مالی ترکیبی، وامهای خرد، اوراق قرضه سبز و مشارکتهای دولتی–خصوصی، بهویژه برای تولیدکنندگان خرد، را بیش از پیش آشکار میکند. همچنین، بهکارگیری خوراکهای جایگزین مانند آرد حشرات، ریزجلبکها، کلانجلبکها و منابع پروتئین گیاهی، در کنار فناوریهای دیجیتال نظیر هوش مصنوعی و اینترنت اشیا و نیز بهرهگیری از رویکردهای اقتصاد چرخشی در مدیریت منابع، میتواند هزینههای تولید و پیامدهای زیستمحیطی را کاهش دهد. مدلسازیهای اقتصاد زیستی نیز نشان میدهد که همسو کردن سرمایهگذاریها با شرایط بازارهای محلی و ارائه خدمات ترویجی کارآمد، بیشترین بازده اقتصادی را به همراه خواهد داشت.
برزیل، مصر و غنا نمونههای مناسبی برای بررسی روند توسعه صنعت تیلاپیا هستند، زیرا هر یک نمایانگر رویکردی متفاوت در توسعه این صنعتاند (جدول ۱). برزیل نمونهای از توسعه مبتنی بر تقاضای بازار و جایگزینی گونههای پرورشی است؛ مصر نشان میدهد که افزایش بهرهوری در مقیاس وسیع تا چه اندازه میتواند تولید را متحول کند؛ و غنا، در کنار نمایش ظرفیتهای بالای قفسهای پرورشی تجاری، چالشهای ناشی از محدودیت دسترسی به منابع مالی را نیز بهخوبی آشکار میسازد.
یافتههای گزارش بانک جهانی با عنوان «بهرهگیری از ظرفیت آبها: فرصت یک تریلیون دلاری سرمایهگذاری در آبزیپروری پایدار» تیلاپیا را گونهای با بهرهوری بالا و قرارگرفته در سطوح پایین زنجیره غذایی معرفی میکند که میتواند با کمترین اثرات زیستمحیطی، بازده اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. بهرهبرداری از این فرصت یک تریلیون دلاری در حوزه آبزیپروری پایدار تیلاپیا، مستلزم همکاری هماهنگ میان دولتها، نهادهای تأمین مالی و تولیدکنندگان است تا از طریق گسترش نوآوریها، کاهش ریسک سرمایهگذاری و فراهم کردن زمینه رشد فراگیر و پایدار، مسیر توسعه این صنعت هموار شود.
جدول ۱. مروری بر سه مسیر توسعه صنعت تیلاپیا
| کشورها | وضعیت کنونی | شاخصهای کلیدی | پیامد راهبردی |
|---|---|---|---|
| برزیل | گذار گونهای مبتنی بر بازار | تولید تیلاپیا در سال ۲۰۲۳ به ۵۷۹٬۰۸۰ تن رسید و ۶۵٫۳ درصد از کل تولید ماهیان پرورشی کشور را به خود اختصاص داد. | تیلاپیا موفق شده است، زیرا با زنجیرههای مدرن خردهفروشی داخلی، فرآوری و صادرات سازگاری بالایی دارد. |
| مصر | تشدید تولید مبتنی بر بهرهوری در مقیاس وسیع | تولید تیلاپیا از ۵۵۷٬۰۴۹ تن در سال ۲۰۱۰ به ۱٬۰۸۱٬۲۰۲ تن در سال ۲۰۱۹ افزایش یافت؛ همچنین میانگین عملکرد تولید ماهی از ۳٫۶۹ تن در هکتار در سال ۲۰۰۲ به ۱۲٫۵۱ تن در هکتار در سال ۲۰۲۱ رسید. | بخش عمده دستاوردها ناشی از بهبود خوراک، تولید بچهماهی، مدیریت و یکپارچهسازی سامانههای تولیدی بوده است، نه صرفاً گسترش سطح تولید. |
| غنا | گسترش تجاری امکانپذیر اما محدودشده به دلیل کمبود منابع مالی | کل تولید آبزیپروری در سال ۲۰۲۱ به ۸۹٬۴۰۰ تن رسید که شامل ۶۸٬۷۴۰ تن تیلاپیا بود؛ برنامه ملی، دستیابی به تولید ۲۱۱٬۶۹۷ تن تا سال ۲۰۲۷ را هدفگذاری کرده است. | منطق اقتصادی این صنعت روشن است، اما هزینه خوراک، ریسک بیماری و محدودیتهای مالی همچنان مانع گسترش مقیاس تولید در سطح کل بخش میشوند. |
از آفریقا تا جهان: چرا جغرافیای تیلاپیا اهمیت دارد؟
یک بررسی اخیر با عنوان «از آفریقا تا جهان – مسیر حرکت تیلاپیای نیل» تأکید میکند که تیلاپیای نیل، با وجود آنکه یک ماهی آب شیرین بومی آفریقا است، در نیمه دوم قرن بیستم به کشورهای متعددی در داخل و خارج از آفریقا، بهویژه در جنوب شرق آسیا و قاره آمریکا، عمدتاً با هدف توسعه آبزیپروری و تقویت ذخایر شیلاتی معرفی شد. اگرچه در برخی مناطق، این گونه بهعنوان یک گونه مهاجم مورد انتقاد قرار گرفته است، اما بیشتر این معرفیها در سامانههای آبزیپروری تثبیت شدند و این گونه امروزه در قارههای مختلف نقشی مهم از نظر اجتماعی و اقتصادی ایفا میکند.
این تاریخچه از نظر تحلیلی اهمیت زیادی دارد، زیرا صنعت امروزی تیلاپیا صرفاً یک داستان مربوط به انتشار زیستی یک گونه نیست، بلکه داستانی از فناوری و سرمایهگذاری است.
کشورهایی که در این مسیر موفق شدند، کشورهایی بودند که توانستند سویههای سازگار، مراکز تکثیر، سامانههای خوراک، شیوههای مدیریتی و سازماندهی بازار را با یکدیگر ترکیب کنند. تیلاپیا حتی در میان گونههای آبزیپروری نیز ویژگی منحصربهفردی دارد، زیرا قابلیت توسعه در استخرها، قفسها، مخازن ذخیره آب، سامانههای بازچرخانی آب، سامانههای بیوفلاک و آکواپونیک را داراست.
چگونه رشد جهانی آبزیپروری بهطور فزایندهای بازتابدهنده اوجگیری پرورش ماهی تیلاپیاست
داستان کلی آبزیپروری و مسیر توسعه تیلاپیا از نظر جهتگیری شباهت زیادی به یکدیگر دارند. مزیت اصلی تیلاپیا، قابلیت اطمینان آن است؛ زیرا این گونه خوراکهای گیاهی را با کارایی بالایی تبدیل میکند، توان سازگاری با شرایط مختلف را دارد و هم بازارهای داخلی ماهی تازه و هم تجارت بینالمللی فیله منجمد را پوشش میدهد. این ترکیب ویژگیها، تیلاپیا را در مرکز گفتوگوهای مربوط به توسعه آبزیپروری در بازارهای نوظهور قرار داده است. با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای کمدرآمد در آفریقا و آسیا هنوز از ظرفیت کامل آبزیپروری خود استفاده نکردهاند، سیاستگذاری هدفمند، انتقال فناوری، توسعه ظرفیتها و سرمایهگذاری مسئولانه، نقشی اساسی در گسترش آینده این صنعت خواهند داشت.
تیلاپیا بهطور فزایندهای بهعنوان نمونه شاخص رشد آبزیپروری در مقیاس بازار انبوه عمل کرده است؛ زیرا قابلیت توسعه در مقیاس بالا، قیمت مناسب، ظرفیت اشتغالزایی و اهمیت ویژه در بازارهای نوظهور را دارد؛ همان بازارهایی که انتظار میرود سریعترین رشد تقاضای آینده در آنها رخ دهد.
در گزارش خلاصهای از وضعیت بازار ماهی تیلاپیا در سال ۲۰۲۵ که به دادههای «رابوبانک» (Rabobank) استناد کرده، پیشبینی شده است که تولید جهانی این ماهی در سال ۲۰۲۴ به حدود ۷ میلیون تن برسد؛ بهطوریکه سهم آسیا از کل تولید، بیش از ۴٫۷ میلیون تن (معادل بیش از ۶۷ درصد) بوده و سهم آفریقا و قاره آمریکا نیز به ترتیب حدود ۱۸ درصد و ۱۱ درصد برآورد شده است.
همین منبع می گوید که تیلاپیا در سطح جهانی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ به طور متوسط رشد سالانه بیش از ۵ درصد را حفظ کرده و انتظار میرود تا سال ۲۰۲۵ نیز با رشد تقریباً ۴ تا ۶ درصد ادامه یابد. چه از آمار کل آبزیپروری فائو استفاده کنیم و چه از تحلیلهای تجاری خاص تیلاپیا، پیام اصلی یکسان است:
رشد آینده آبزیپروری احتمالاً به شدت تحت تأثیر همان پویاییهای بازار انبوهی قرار خواهد گرفت که تیلاپیا را رونق بخشیده، به ویژه در کشورهایی که خارج از مدل سنتی گونههای با ارزش بالا هستند.
نقش GIFT: ژنتیک بهعنوان شتابدهنده رشد تجاری تیلاپیا
یکی از مهمترین مواردی که در بسیاری از روایتهای عمومی درباره تیلاپیا نادیده گرفته میشود، نقش برنامههای اصلاح ژنتیکی است. با این حال، سویه تیلاپیای پرورشی اصلاحشده ژنتیکی (GIFT) یکی از مهمترین عوامل فنی توضیحدهنده سرعت و گستره رشد تجاری تیلاپیا محسوب میشود. GIFT که بهعنوان یک برنامه پیشگام اصلاح نژاد انتخابی در سال ۱۹۸۸ با هدف توسعه سویهای از تیلاپیای نیل با رشد سریعتر و مناسب برای آبزیپروری در مقیاس کوچک و تجاری آغاز شد، امروزه به همراه مشتقات خود بیش از نیمی از تولید جهانی تیلاپیا را به خود اختصاص داده است. جمعیت اولیه این برنامه از تیلاپیای نیل وحشی جمعآوریشده از مصر، غنا، کنیا و سنگال و همچنین ذخایر پرورشی از اسرائیل، سنگاپور، تایوان و تایلند تشکیل شده بود. تا پایان مرحله نخست پروژه در سال ۱۹۹۷، شش نسل از تیلاپیای GIFT تولید شد و گزارشها نشان دادند که این سویه اصلاحشده میتواند تا ۸۵ درصد سریعتر از ماهیهای مورد استفاده در ابتدای برنامه اصلاح نژاد رشد کند.
پس از ۲۸ سال اصلاح نژاد انتخابی، GIFT به نسل بیستوسوم خود رسیده بود و در ۱۷ کشور جهان مورد استفاده قرار میگرفت. یک ارائه ارزیابی اثرگذاری توسط ورلدفیش در سال ۲۰۲۴، GIFT را سویهای معرفی کرد که نسبت به سویههای سنتی ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد سریعتری دارد، عملکرد تولیدی بالاتری با کارایی بهتر تبدیل خوراک ارائه میدهد و توانایی سازگاری با محیطهای مختلف، از جمله شرایط با اکسیژن محلول پایین، را داراست. چندین کشور آفریقایی از جمله مصر، غنا، کنیا، مالاوی و زامبیا، نخستین کشورهای این قاره بودند که برنامههای اصلاح نژاد انتخابی هماهنگ با فناوری GIFT را اجرا کردند (فائو، ۲۰۲۳). در عمل، GIFT تنها عملکرد زیستی ماهی را افزایش نداد، بلکه با کاهش زمان رسیدن به بازار، افزایش میزان بقا و تولید و اقتصادیتر کردن پرورش تیلاپیا در شرایط مختلف، اقتصاد این صنعت را نیز بهبود بخشید.
به همین دلیل، ژنتیک باید در کنار خوراک، تأمین مالی و بازارها بهعنوان یکی از عوامل اصلی توسعه این صنعت مورد توجه قرار گیرد. هنگامی که یک گونه بتواند از طریق اصلاح نژاد انتخابی بهصورت تجمعی و پایدار بهبود یابد، سرمایهگذاران نسبت به مسیر افزایش بهرهوری در آینده اطمینان بیشتری پیدا میکنند، نه اینکه تنها به عملکرد فعلی تولید اتکا کنند. این ترکیب در بازارهای نوظهور اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در این مناطق، تغییرپذیری شرایط محیطی و ضعفهای مدیریتی اغلب محدودیتهای بزرگتری نسبت به بخشهای صنعتی توسعهیافته ایجاد میکنند. بنابراین، اصلاح ژنتیکی به تبدیل تیلاپیا از یک ماهی در دسترس و رایج به یک بستر تولیدی قابل پیشبینیتر و جذابتر برای سرمایهگذاری کمک کرده است.
برزیل: گذار گونهای مبتنی بر بازار
برزیل روشنترین نمونه از گذار گونهای تیلاپیا مبتنی بر بازار است. بر اساس دادههای مؤسسه Peixe BR که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، برزیل در سال ۲۰۲۳ مقدار ۵۷۹٬۰۸۰ تن تیلاپیا تولید کرد که نسبت به سال قبل ۵٫۲۸ درصد افزایش داشت؛ تیلاپیا ۶۵٫۳ درصد از کل تولید ماهیان پرورشی این کشور را به خود اختصاص داد. این میزان نشاندهنده دو برابر شدن تولید در طول یک دهه گذشته است. با توجه به اینکه مجموع تولید آبزیپروری برزیل حدود ۸۰۰ هزار تن است، این ارقام نشان میدهند که تیلاپیا در مرکز داستان رشد آبزیپروری این کشور قرار دارد.
نکته راهبردی این است که رشد صنعت تیلاپیا در برزیل حاصل شکلگیری یک صنعت عظیم و متمرکز با برنامهریزی از بالا به پایین نبوده است. بر اساس یک بررسی ملی در حوزه آبزیپروری، این بخش همچنان بسیار پراکنده است و بیش از ۸۰ درصد مزارع وسعتی کمتر از دو هکتار دارند. با این حال، تیلاپیا به گونه غالب تبدیل شده است، زیرا نسبت به گزینههای دیگر، سازگاری بیشتری با زنجیره تأمین تجاری بچهماهی، توزیع خوراک، فرآوری، خردهفروشی داخلی و مسیرهای صادراتی دارد.
بنابراین، تجربه برزیل برای سایر بازارهای نوظهور نیز آموزنده است. این کشور نشان میدهد که پراکندگی واحدهای تولیدی لزوماً مانعیی برای تجاریسازی نیست، مشروط بر اینکه خود گونه با سازماندهی زنجیره ارزش و تقاضای مصرفکننده هماهنگی مناسبی داشته باشد.

تأسیسات سادهشده برای انکوباسیون تخم تیلاپیای نیل به روش سنتی و پرورش اولیه بچهماهی در مخازن روباز، ماداگاسکار.
مصر: تشدید فعالیتها با محوریت بهرهوری در مقیاس وسیع
مصر قانعکنندهترین نمونه از توسعه متراکم و مقیاسبزرگ پرورش ماهی تیلاپیا با محوریت بهرهوری در آفریقا به شمار میرود. مهمترین مستند در تأیید این موضوع، گزارش «بهکارگیری منابع آبی» (Harnessing the Waters) است که نشان میدهد تولید تیلاپیا در مصر از ۵۵۷،۰۴۹ تن در سال ۲۰۱۰ به ۱،۰۸۱،۲۰۲ تن در سال ۲۰۱۹ افزایش یافته و ۶۶ درصد از کل تولید آبزیپروری را به خود اختصاص داده است. میانگین عملکرد ماهی در هر هکتار نیز از ۳.۶۹ تن در سال ۲۰۰۲ به ۱۲.۵۱ تن در سال ۲۰۲۱ رسیده است که حاکی از امکان تحول ساختاری در زمینه بهرهوری میباشد.
درس حاصل از این تجربه آن است که میتوان ظرفیت پذیرش محیط را برای افزایش چشمگیر تولید ارتقا داد، بیآنکه نیازی به گسترش سطح زیر کشت (یا اختصاص اراضی بیشتر) به فعالیتهای آبزیپروری باشد.
تغذیه تیلاپیای نیل پرورشیافته در قفسها (زامبیا)
گزیدههای تکمیلی بانک جهانی نیز بر اهمیت این تحول از نظر نظام غذایی و اشتغال تأکید دارند. مصرف سرانه ماهی در مصر از ۱۲٫۶ کیلوگرم در سال ۲۰۰۵ به ۱۹٫۳۴ کیلوگرم در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت؛ بهطوریکه تیلاپیا حدود ۷۰ درصد از تولید آبزیپروری این کشور را به خود اختصاص داده و ماهی حدود ۳۸ درصد از پروتئین حیوانی موجود در رژیم غذایی مردم مصر را تأمین میکند.
آبزیپروری همچنین اشتغال قابل توجهی ایجاد کرده است؛ بهگونهای که بر اساس یک برآورد، حدود ۱۵۱ هزار شغل تماموقت در زنجیره ارزش تیلاپیا ایجاد شده و بیش از ۵۸۰ هزار نفر نیز بهطور غیرمستقیم از این زنجیره اقتصادی بهرهمند شدهاند. پروفایل ورلدفیش درباره مصر نیز به همین موضوع اشاره میکند و نشان میدهد که این کشور سالانه حدود ۱٫۶ میلیون تن ماهی تولید میکند، آبزیپروری ۸۰ درصد از تولید ماهی را تشکیل میدهد و این بخش حدود ۳۰۰ هزار نفر را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم مشغول به کار کرده است. نکته قابل توجه این است که ظرفیت واقعی تحولآفرینی تیلاپیا صرفاً با افزایش تعداد استخرها یا قفسهای پرورشی محقق نمیشود، بلکه نتیجه ترکیب اصلاح ژنتیکی بهبودیافته، صنایع خوراک، ظرفیتهای مدیریتی و بازارهای داخلی گسترده در قالب یک سامانه تولیدی منسجم است.
غنا: نویدبخش تجاری تحت محدودیتهای مالی و تمرکز
غنا نمونهای از مسیر سوم توسعه صنعت تیلاپیا را نشان میدهد؛ یعنی رشد تجاری امیدوارکننده تیلاپیا در شرایطی که تمرکز ساختاری و محدودیتهای تأمین مالی وجود دارد. بررسی آبزیپروری در قفس در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که دریاچه ولتا تقریباً ۹۰ درصد از تولید سالانه پرورشی تیلاپیا و گربهماهی نیل غنا را تشکیل میدهد. در سال ۲۰۲۱، غنا حدود ۱۴۰ میلیون دلار آمریکا از کل تولید آبزیپروری ۸۹،۴۰۰ تنی درآمد کسب کرد که از این میزان ۶۸،۷۴۰ تن تیلاپیا و ۲۰،۶۶۰ تن گربهماهی بود. این تمرکز حول یک بدنه آبی و یک مدل تولید، به بخش تیلاپیا در غنا شکل تجاریتری نسبت به بسیاری از کشورهای آفریقایی بخشید، اما همچنین باعث افزایش مواجهه با بیماری، هزینههای ورودی و محدودیتهای زیستمحیطی شد.
منبع: Harrison Charo Karisa
یک تأسیسات مدرن سامانه آبزیپروری بازچرخانی (RAS) برای تولید پایدار تیلاپیای نیل.
اگرچه تولید تیلاپیای غنا در سالهای اخیر همچنان روند افزایشی داشته است، این موضوع نشاندهنده روند بازیابی پس از شیوع ویروس ISKN از طریق تلاش برای بهبود سلامت ماهی، کیفیت بچهماهی و عملکرد مزارع است. دادههای بانک جهانی نشان میدهد که مجموع تولید آبزیپروری غنا در سال ۲۰۲۳ به ۱۰۰٬۰۴۲ تن رسیده است که بیانگر ادامه روند بهبود و تابآوری این بخش پس از شوکهای گذشته است. در همین حال، بخش خصوصی سهم قابل توجهی در تولید آبزیپروری این کشور دارد. شرکت تروپو فارمز (یکی از بزرگترین تولیدکنندگان غنا) ظرفیت تولید خود را طی چهار سال از ۷٬۰۰۰ تن به ۱۸٬۰۰۰ تن افزایش داده و برنامه دارد تا سال ۲۰۳۰ تولید خود را دو برابر کند؛ با این حال، این شرکت هشدار داده است که توسعه گستردهتر صنعت در سطح ملی، همچنان تحت تأثیر هزینه و دسترسی به منابع مالی محدود خواهد بود. برای پاسخگویی به کسری قابل توجه فعلی در تأمین غذای دریایی داخلی، با توجه به مصرف سرانه ماهی حدود ۲۵ کیلوگرم و واردات سالانه بیش از ۴۰۰ هزار تن، لازم است چالشهایی مانند هزینههای تأمین مالی، ضعف زیرساختهای جادهای، ناپایداری نرخ ارز و محیط دشوار سرمایهگذاری برطرف شوند.
برای سرمایهگذاران و نهادهای توسعهای، غنا دقیقاً نمونهای از بازاری است که در آن ابزارهای کاهش ریسک سرمایهگذاری، تسهیلات سرمایه در گردش و تقویت زنجیره تأمین نهادههای داخلی میتوانند صنعت را از وابستگی به چند شرکت موفق، به سمت رشد گستردهتر و مبتنی بر مشارکت تعداد بیشتری از فعالان سوق دهند.
نمونههای دیگر
در ویتنام، اکنون ماهی تیلاپیا بهطور مشخص بهعنوان گونهای راهبردی برای تنوعبخشی به تولید مطرح میشود. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ این صنعت، ویتنام قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ میزان تولید تیلاپیا را از حدود ۳۰۰ هزار تن به ۴۰۰ هزار تن در سال افزایش دهد و سطح زیر کشت آن را به ۴۰ هزار هکتار برساند. در این گزارش،
تیلاپیا بهعنوان موتور محرک رشد در بخش صادرات آبزیان ویتنام توصیف شده است؛
چرا که این کشور با وجود چالشهایی همچون وابستگی به واردات بچهماهی و هزینههای تمامشده بالاتر نسبت به برخی رقبای منطقهای، از مزایایی نظیر شرایط مساعد پرورش، ظرفیت فنی رو به رشد و سیستمهای مقرونبهصرفه — مانند سیستمهای آبزیپروری با گردش مجدد آب — بهره میبرد.
مکزیک داستانی متفاوت اما به همان اندازه مهم ارائه میدهد. گزارشهای اخیر مرتبط با دولت این کشور نشان میدهند که حداقل ۸۱ هزار نفر در مکزیک در بخش آبزیپروری فعالیت دارند که از این میان، ۴۵ هزار نفر بهطور مستقیم در تولید تیلاپیا مشغول هستند و ۹۰ درصد از تولیدکنندگان تیلاپیا در این کشور در مقیاس کوچک فعالیت میکنند.
دولت مکزیک ارزش تولید تیلاپیا در سال ۲۰۲۴ را ۲٫۶۶۴ میلیارد پزو (حدود ۱۱۵ میلیون دلار آمریکا) اعلام کرده و هدف خودکفایی در تولید تیلاپیا تا سال ۲۰۳۰ را تعیین کرده است. یک گزارش راهبردی در سال ۲۰۲۴ درباره چشمانداز رابوبانک نشان میدهد که انتظار میرود گونههای آب شیرین مانند تیلاپیا و پانگاسیوس، در سال ۲۰۲۵ بالاترین نرخ رشد را در میان گونههای آبزیپروری داشته باشند و از گونههای با ارزش اقتصادی بالاتر مانند سالمون، سیباس، سیبریم و میگو پیشی بگیرند.
پیام بازار روشن است: موج بعدی رشد آبزیپروری احتمالاً بیش از پیش توسط گونههای اقتصادی، قابل دسترس و مناسب برای بازارهای گسترده مصرفی هدایت خواهد شد؛ گونههایی که با تقاضای بازارهای نوظهور و مدلهای تولید کمهزینه سازگاری بیشتری دارند.
مقایسه سه مسیر توسعه
روی هم رفته، برزیل، مصر و غنا نشان میدهند که گسترش تیلاپیا از بیش از یک منطق توسعه پیروی میکند.
برزیل نشان میدهد که چگونه تیلاپیا میتواند در یک بخش آبزیپروری متنوع، در رقابت گونهای پیروز و سپس به ماهی تجاری غالب تبدیل شود، زیرا با تقاضای مصرفکننده، فرآوری و خردهفروشی همسو است.
مصر نشان میدهد که چگونه تیلاپیا میتواند زمانی که بهرهوری در هر هکتار از طریق خوراک، بذر و مدیریت بهتر به شدت افزایش مییابد به ستون فقرات سیستم غذایی ملی تبدیل شود.
غنا نشان میدهد که چگونه تیلاپیا میتواند حتی در شرایط محدود، از نظر تجاری مقرون به صرفه شود، در عین حال نشان میدهد که چگونه خطرات مالی، لجستیکی و تمرکز میتواند گسترش در سطح بخش را محدود کند. بنابراین، این سه کشور فقط اندازههای متفاوتی ندارند؛ بلکه نمایانگر مراحل مختلف بخش و نیازهای سیاستی هستند.
این مقایسه برای تدوین راهبردهای توسعه در بازارهای نوظهور اهمیت دارد.
مسیری به سبک برزیل مستلزم تثبیت قویتر زنجیره ارزش و ارتقاء بازار است.
مسیری به سبک مصر مستلزم حفاظت از دستاوردهای بهرهوری در عین مدیریت آب، خوراک ، آب و هوا و فشارهای بیماری است.
مسیر مشابه غنا نیز برای تبدیل چند موفقیت تجاری محدود به رشد پایدار در سطح ملی، به راهکارهای تأمین مالی، تقویت سامانههای تولید خوراک و بچهماهی و ابزارهای کاهش ریسک نیازمند است.
بنابراین، تیلاپیا در همه کشورها یک فرصت سرمایهگذاری مشابه محسوب نمیشود؛ بلکه میزان ریسک و بازده آن به این بستگی دارد که مهمترین مانع توسعه در هر منطقه، ضعف در توسعه بازار، بهرهوری پایین یا محدودیت منابع مالی باشد.
خوراک، بچهماهی و بهرهوری ؛ اقتصاد واقعی پرورش تیلاپیا
در هر سه مسیر توسعه، اقتصاد تولید در نهایت حول سه عامل اصلی یعنی خوراک، بچهماهی و مدیریت شکل میگیرد. خوراک معمولاً بزرگترین هزینه تولید در سامانههای پرورش تیلاپیا محسوب میشود و در بسیاری از موارد ۵۰ تا ۷۰ درصد از کل هزینههای عملیاتی را به خود اختصاص میدهد. به همین دلیل، بهبود ضریب تبدیل خوراک و بهینهسازی منابع تأمین آن، اهمیت بسیار بیشتری از روایتهای کلی درباره «ظرفیت رشد» دارد. اگر تولید جهانی تیلاپیا همچنان افزایش یابد و به ۹ تا ۱۰ میلیون تن برسد، تقاضا برای خوراک نیز بهطور چشمگیری افزایش خواهد یافت. در پیشبینیهای اولیه موجود در پیشنویسهای مطالعاتی، برآورد شده بود که تولید ۱۰ میلیون تن تیلاپیا میتواند با فرض ضریب تبدیل خوراک ۱٫۵، به حدود ۱۵ میلیون تن خوراک نیاز داشته باشد. هرچند مقدار دقیق این ضریب بسته به نوع سامانه پرورش متفاوت است، نکته راهبردی همچنان ثابت میماند: خوراک مهمترین اهرم هزینهای در اقتصاد تولید تیلاپیا است.
بچهماهی، عامل اقتصادی مهم اما کمتر دیدهشده دیگری است. GIFT و برنامههای مرتبط با اصلاح نژاد انتخابی اهمیت زیادی دارند، زیرا زمان تولید را کاهش داده و قابلیت پیشبینی عملکرد را افزایش میدهند. ژنتیک بهتر باعث کوتاهتر شدن دوره پرورش، افزایش میزان بقا و در بسیاری از موارد بهبود ضریب تبدیل خوراک میشود؛ عواملی که همگی هزینه مؤثر سرمایه درگیر در استخرها یا قفسها را کاهش میدهند. این موضوع در بازارهای نوظهور اهمیت ویژهای دارد، زیرا بسیاری از پرورشدهندگان در این مناطق بیشتر با محدودیت سرمایه در گردش مواجه هستند تا محدودیت ظرفیت فیزیکی تولید. ماهیای که سریعتر رشد میکند و عملکرد قابل پیشبینیتری دارد، تنها از نظر زیستی برتر نیست؛ بلکه از نظر مالی نیز مزیت دارد، زیرا گردش سرمایه را سریعتر کرده و امکان برنامهریزی معتبرتر برای بازپرداخت سرمایه را فراهم میکند.
شکافهای بهرهوری نیز همچنان قابل توجه هستند. کارایی فنی تولید تیلاپیا در برخی شرایط معمولاً حدود ۷۷ تا ۸۳ درصد گزارش شده است که نشان میدهد بدون افزایش متناسب در مصرف نهادهها، هنوز ظرفیت قابل توجهی برای افزایش تولید وجود دارد. در غنا، یک مطالعه سودآوری در سال ۲۰۲۵ درباره پرورش در قفس در دریاچه ولتا نشان داد که میانگین میزان بقا ۸۳٫۴ درصد، تولید ناخالص هر قفس ۷۸۷٫۶۹ کیلوگرم، سهم خوراک از هزینه تولید ۶۶٫۷ درصد و میانگین بازگشت سرمایه در شرایط مطالعه ۳۷٫۱۵ درصد بوده است. این موضوع نشان میدهد که این بخش در حال حاضر نیز میتواند سودآور باشد، اما همچنان سطحی از ناکارآمدی دارد که سرمایهگذاری در مدیریت بهتر و توسعه مقیاس تولید را توجیه میکند.
چرا تیلاپیا یک سرمایهگذاری نسبتاً ایمن محسوب میشود
هیچ سرمایهگذاری در حوزه آبزیپروری بدون ریسک نیست، اما تیلاپیا در مقایسه با بسیاری از گونههای جایگزین، اغلب بهعنوان یک سرمایهگذاری ایمنتر در نظر گرفته میشود؛ زیرا دلایل این موضوع هم در دادهها و هم در محتوای ارائهشده قابل مشاهده است.
نخست، تیلاپیا پیش از بازارهای صادراتی، بازارهای گسترده داخلی را پوشش میدهد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا وجود یک تقاضای داخلی قوی، میزان آسیبپذیری در برابر سقوط قیمتهایی را که میتواند گونههای کاملاً وابسته به صادرات را تحت تأثیر قرار دهد، کاهش میدهد.
دوم، این ماهی از نظر زیستی در مقایسه با بسیاری از گونههای پرورشی با ارزش اقتصادی بالا، مقاومت بیشتری دارد؛ زیرا دامنه وسیعی از شرایط محیطی را تحمل میکند، خوراک را بهصورت کارآمد مصرف میکند و قابلیت پرورش در سامانههایی از استخرهای کمنهاده تا قفسهای متراکم و سامانههای بازچرخانی آب را دارد.
سوم اینکه، پیشرفتهای حاصل از اصلاح نژاد گزینشی — نظیر برنامه GIFT و برنامههای مشابه — بدین معناست که بهبود بهرهوری ماهیتی انباشتی دارد و نه موردی و یکباره. مجموع این ویژگیها باعث میشود که تیلاپیا در مقایسه با گونههایی که به یک بازار، یک سیستم پرورشی یا یک دامنه محیطی محدود وابستهاند، به منبعی با تابآوری بالاتر بدل شود.
استدلال مربوط به تأمین مالی زمانی قویتر میشود که تیلاپیا را در چارچوب فرصت سرمایهگذاری گستردهتر مطرحشده در گزارش «بهرهگیری از ظرفیت آبها» بررسی کنیم. پیشبینی میشود ۱۰ بازار نوظهور خارج از ۲۰ کشور برتر تولیدکننده فعلی، بیش از یکسوم افزایش تولید اضافی نسبت به سناریوی معمول کسبوکار را به خود اختصاص دهند و سناریوی خوشبینانه میتواند به ۵۶۰ میلیارد تا ۱٫۳ تریلیون دلار سرمایهگذاری در ۲۵ سال آینده نیاز داشته باشد.
این گزارش همچنین تأکید میکند که سرمایهگذاری بخش خصوصی، با پشتیبانی سازوکارهای تأمین مالی ترجیحی و کاهش ریسک، نقشی حیاتی خواهد داشت. تیلاپیا در مرکز این فرصت قرار دارد، زیرا یکی از معدود گونههایی است که میتواند در تمام زنجیره ارزش، از مولدسازی و مراکز تکثیر گرفته تا کارخانههای خوراک، تولید در مزرعه، زنجیره سرد، فرآوری، خردهفروشی داخلی و تجارت، سرمایهگذاری را جذب کند.
ابزارهای پیشنهادی برای آینده تأمین مالی شامل تضمینهای اعتباری، تأمین مالی ترکیبی، اوراق قرضه آبی یا سبز، وامهای وابسته به عملکرد پایداری، بیمه و سازوکارهای تقسیم ریسک و همچنین ثبت دیجیتال اطلاعات مزارع برای بهبود دسترسی به اعتبار است. دلیل این موضوع آن است که اگرچه اقتصاد پایه تولید تیلاپیا اغلب مطلوب است، اما تأمین مالی این بخش معمولاً به دلیل ریسک ادراکشده، ضعف در تجمیع تولیدکنندگان و نبود ساختارهای مناسب برای تعریف پروژههای سرمایهگذاری با مانع مواجه میشود. وظیفه تأمین مالی توسعهای این است که فاصله میان اقتصاد واقعی مزرعه و شرایط مورد نیاز وامدهندگان را کاهش دهد.
نشانههای آیندهنگر تولید و سرمایهگذاری
پیشبینیهای آینده باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرند، اما چند نشانه مبتنی بر شواهد اکنون به اندازهای روشن هستند که میتوان درباره آنها صحبت کرد. نخست، تولید جهانی تیلاپیا احتمالاً بهزودی از دوره تولید ۷ میلیون تنی فراتر خواهد رفت؛ بهطوریکه فائو تولید بیش از ۶٫۸ میلیون تن را تا سال ۲۰۲۴ گزارش کرده است. در واقع، یک بررسی جهانی در سال ۲۰۲۵ توسط انجمن جهانی آبزیپروری نشان داد که سال ۲۰۲۴ احتمالاً نخستین سالی بوده است که تولید و مصرف جهانی تیلاپیا از مرز ۷ میلیون تن عبور کرده است.
دوم، کشورهایی که احتمالاً مرحله بعدی رشد این صنعت را شکل خواهند داد، فقط تولیدکنندگان فعلی نیستند. چشمانداز آبزیپروری فائو تأکید میکند که بسیاری از کشورهای کمدرآمد در آفریقا و آسیا هنوز از ظرفیت کامل آبزیپروری خود استفاده نکردهاند.
گزارش «بهرهگیری از ظرفیت آبها» بانک جهانی نیز نکته مشابهی را مطرح میکند و بیان میکند که ۱۰ بازار نوظهور خارج از ۲۰ کشور برتر تولیدکننده فعلی میتوانند بیش از یکسوم ظرفیت افزایش تولید فراتر از سناریوی معمول را به خود اختصاص دهند. حرکت راهبردی به سمت تیلاپیا در ویتنام، نیجریه و سایر کشورها، تلاش مکزیک برای خودکفایی، اهداف توسعهای غنا و برنامههای رشد مستمر چندین کشور آفریقایی، همگی با این دیدگاه همخوانی دارند.
سوم، رشد آبزیپروری در بازارهای نوظهور در آینده احتمالاً تحت تأثیر همان ویژگیهایی خواهد بود که از ابتدا باعث رشد جهانی تیلاپیا شدند: قیمت مناسب، قابلیت توسعه در مقیاس بالا، بهبود ژنتیکی، تقاضای داخلی نسبتاً پایدار و توانایی افزایش تدریجی بهرهوری بدون نیاز به ساختارهای هزینهای گونههای دریایی ممتاز.
منطق اصلی این است که اگر آبزیپروری جهان باید بخش بسیار بزرگی از افزایش عرضه ماهی در آینده را تأمین کند، گونههایی که در بازارهای نوظهور قابلیت توسعه و جذب سرمایه بیشتری دارند، اهمیت نامتناسبی پیدا خواهند کرد. تیلاپیا یکی از مهمترین گزینهها برای ایفای این نقش است.
نتیجهگیری
تیلاپیا دیگر فقط یک ماهی پرورشی موفق نیست. این ماهی به دریچهای برای خواندن مرحله بعدی آبزیپروری جهانی تبدیل شده است. نقش GIFT این نتیجهگیری را حتی قویتر میکند. ژنتیک به تبدیل تیلاپیا از گونهای با قابلیت پرورش گسترده به گونهای با رشد سریعتر، قابل پیشبینیتر و در نتیجه قابل سرمایهگذاریتر کمک کرده است. ترکیب این بستر ژنتیکی با نوآوری در خوراک، سامانههای بهتر تولید بچهماهی، ابزارهای دیجیتال و تأمین مالی ساختاریافته، احتمال ادامه رشد سریعتر تیلاپیا نسبت به بسیاری از گونههای رقیب در بازارهای انبوه را افزایش میدهد.
این موضوع به معنای بدونریسک بودن تیلاپیا نیست. بیماریها، افزایش هزینه خوراک، اختلالات تجاری، محدودیت منابع آب و محدودیت های زیستمحیطی همچنان چالشهای واقعی باقی میمانند. اما این امر تیلاپیا را به طور غیرمعمولی در موقعیت مناسبی برای مرحله بعدی گسترش آبزیپروری قرار میدهد. برای سرمایهگذاران، سیاستگذاران و مؤسسات توسعه ای، نکته اصلی این است که تیلاپیا بسیاری از ویژگیهای مورد نیاز فعلی در اقتصاد آبزیپروری بازارهای نوظهور را با هم ترکیب میکند: انعطافپذیری بیولوژیکی، پذیرش گسترده مصرفکنندگان، سازگاری با بازارهای داخلی و صادراتی، مجموعه ای از دستاوردهای حاصل از اصلاح نژاد و ژنتیک و ظرفیت جذب سرمایهگذاری در سراسر زنجیره ارزش. به همین دلیل است که تیلاپیا همچنان یکی از گزینههای نسبتاً مطمئن در حوزه غذای آبزی به شمار میرود؛ در جهانی که آبزیپروری خود به یکی از ارکان اصلی تأمین غذای آینده تبدیل شده است.
در باره نویسنده:

دکتر Harrison Charo-Karisa ، متخصص ارشد شیلات در گروه بانک جهانی مستقر در واشنگتن دیسی است و تجربه گستردهای در زمینه توسعه صید و آبزیپروری ، مشاوره سیاستگذاری و تسهیل سرمایهگذاری در سراسر جهان دارد. او هدایت برنامههایی در حوزه آبزیپروری پایدار، توسعه زنجیره ارزش و شیلات مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی را بر عهده دارد و با دولتها، سازمانهای بینالمللی و شرکای بخش خصوصی همکاری میکند. او مقالات و مطالعات متعددی منتشر کرده و در گفتوگوهای جهانی پیرامون آبزیپروری سازگار با طبیعت، تأمین مالی ترکیبی و رشد فراگیر این بخش مشارکت دارد. از فعالیتهای اخیر او میتوان به ارائه حمایتهای مشاورهای به پلتفرم (AquaInvest) و مشارکت در تهیه گزارش «بهرهگیری از ظرفیت آبها»، بهعنوان یکی از گزارشهای شاخص درباره فرصتهای سرمایهگذاری در آبزیپروری پایدار، اشاره کرد. هریسون بهطور مستمر بهعنوان سخنران در مجامع بینالمللی حضور دارد و از توسعه سامانههای تولید تیلاپیا در مقیاس وسیع و با قابلیت تابآوری بالا حمایت میکند.


