Loading…

جستاری در جایگاه صنعت میگو ، بایدها و نبایدها

امروز در شرایطی پس از ۲۳ سال تجربه تجاری پرورش میگو در کشور با هم سخن می گوییم که:

shrimp-farm

    صاحب صنعتی شده ایم که مورد توجه قرار گرفته است
    به خود می بالیم که تولید میگو را از دریا به خشکی آورده ایم
    حلقه های مختلف آن به خوبی شکل گرفته اند
    دانش آن بومی شده و نیروی انسانی کارآزموده در تمام سطوح تربیت شده اند
    دنیا ما را پذیرفته و حتی کشورهای پیشتاز به فکر سرمایه گذاری و مشارکت در کشور ما هستند
    بازارها به روی ما باز است و میگوی پرورشی ایران به ۱۷ کشور دنیا صادر شده
    مزارع پیشرو ما چیزی از همتایان و رقبای خود کم ندارند و راههای اصلاح و بهبود را یافته ایم
    نزدیک به ۲۰۰۰۰ هکتار از زمینها برای کشت آماده شده و ده ها هزارهکتار ظرفیت وجود دارد
    از نظر سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران همچنان طرح پرورش میگو از اولویتهای سرمایه گذاری است
    به اهداف اولیه یعنی توسعه اشتغال،خلق مزیت،ایجاد امنیت،عمران وآبادانی وکسب درآمد ارزی دست یافته ایم
    و ….. بسیاری توفیقات دیگرکه به همت تلاش مردان و زنان کوشای این سرزمین بدست آمده است

 آنانی که ازسختی کارنهراسیدند،

نو بودن کارووجود ناشناخته های فراوان آن ها را نگران نساخت ،

وناملایمات وکمبودها وتلفات وسختی های آزمون وخطاهای دائم ناامیدشان نگرداند

و همت و پایمردی مدیران شجاع و خوش فکر و آینده نگری که در سطوح مختلف به حمایت از این صنعت نوین پرداختند را ازیاد نخواهیم برد و به همه آنان درود می فرستیم .

اگر به درستی دقت شود در صنعت میگو به این دستور قرآنی عمل شده است که در آیه ۶۱ سوره هود فرموده است: هُوَ اَنشَاَکُم مِنَ الاَرضِ َوَ استَعمَرَکُم فیها آن خدایی است که شما را از زمین ایجاد کرده و توانایی آبادسازی آن را به شما بخشیده و از شما خواسته در آن به استعمار و آبادانی بپردازید.


امّا مسائل و مشکلاتی هم هست که از آن غافل نخواهیم شد و با نقد عملکردمان و توجه به نقاط ضعفی که کم هم نیست راهبرد آینده مان را رقم خواهیم زد. امام حسین علیه السلام که الگوی عملگرای ما ایرانیان است می فرمایند:

من اَحَبّک نَهاک وَ مَن اَبغَضَک اَغراک کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

لذا یادآوری و بلکه مرور بر شواهد و قرائنی که همه کما بیش بر آن واقف هستیم ، آن هم در این جمع که سرمایه های دانش و تجربه میگوی کشور در آن حاضرند از باب سیاه نمایی و خدای ناکرده منفی بافی نخواهد بود و بلکه تذکاری است بر ضرورت بازاندیشیدن و اصلاح و بازسازی مسیر آینده.

با همین نگرش ،چالشها و نقاط ضعف مهم فعلی – صرفا از بعد اجرایی و عملیاتی – را فهرست وار در چهار بخش مرور می کنیم :

محدودیت های اقلیمی

باید بپذیریم که بهرحال از نظر پارامترهای اقلیمی ،کشور ما از مزیت کشورهای پیشرو در آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین که در بهترین موقعیت جغرافیایی قرار دارند برخوردار نیست.برخی از محدودیتهایی که با آن مواجهیم عبارتند از:

* نوسانات شدید دمایی

*خشکی و تابش شدید آفتاب و تبخیر بالا

*کوتاه بودن دوره پرورش و عدم امکان دو یا سه برداشت در سال در اکثر سایت ها

*محدودیت های شوری و دمایی

*مشکلات بافت خاک در بسیاری از مناطق

مشکلات تکنیکی و مدیریتی مزارع
* تاخیرات مکرر در ذخیره سازی لارو

* ناهماهنگی مراکز تکثیر با مزارع پرورشی در عقد قراردادها

* ناهماهنگی پرورش دهندگان با کارخانجات غذا

*عدم تعهد برخی کارخانجات، خصوصا در اوج نیازهای غذایی مزارع

* ناهماهنگی ها در جمع آوری محصول و فروش

* عدم تعهد برخی خریداران میگو در پرداخت های مالی

*ضعف و ناکافی بودن تلاش پرورش دهندگان در ارتقاء دانش فنی و رعایت اصول پرورش
* عدم رعایت ظرفیت پرورش آبزی ( تراکم ) با توجه به ساختارهای موجود و شرایط محیطی ( شوری بالای آب ، نوسانات دمایی و کمبود اکسیژن متعاقب آن)
* عدم استفاده مناسب ،کافی و بهینه از هواده در طول دوره پرورش (بروزمشکلات متعدد مدیریتی ناشی از کمبود اکسیژن بخصوص در اواخر شب منتهی به صبح و مشاهده گاه و بیگاه تلفات)
*ضعف و بلکه بی توجهی درمستند سازی و ثبت پارامترهای محیطی و فیزیکوشیمیایی آب و حتی عدم ثبت میزان غذادهی وبی توجهی به بیومتری در برخی مزارع (مشاهده عدم بقا و خالی بودن استخر- یا تولید اندک آن- در موارد متعدد )

*عدم همراهی برخی از پرورش دهندگان در مورد رخداد بیماری جهت معدوم سازی سریع ، صید اضطراری و … در جهت کاهش ریسک شیوع بیماری و اجرای دستورالعمل ها
* عدم وجود وسایل و ابزارهای اولیه پرورش مانند سشی دیسک جهت اندازه گیری،شوری سنج،PH مترو… ونبودوسایل و امکان صید اضطراری و یا نمونه گیری
* عدم حضور دائم پرورش دهنده در طول دوره پرورش و اتکای صرف به تجارب نیروهای کارگری

* بعضا استفاده از سرکارگر مشترک بین مزارع

*ضعف دانش فنی پرورش دهندگان در رعایت اصول پرورش میگو ( غذا دهی بیش از نیاز در اول دوره متعاقب آن افزایش لجن و خاک سیاه ، تعویض نامناسب و غیر اصولی آب و…)

* عدم خروج خاک و لجن ناشی از لایروبی کانال اصلی آبرسان از سایت و دپوی غیر بهداشتی آن در مجاورت دایک ها استخرهای مجاور کانال
* عدم اصلاح و درمان آب ورودی به طور کامل   
* استفاده نکردن اکثر از مزارع از پروبیوتیک ها و محرک های ایمنی           

مشکلات بهداشتی و زیست محیطی

*عدم رعایت ضوابط بهداشتی و قرنطینه ای در ورودی برخی سایت ها علی رغم تاکید دامپزشکی و شیلات

*عدم اعتقاد و التزام بسیاری از پرورش دهندگان به اعمال ضوابط بهداشتی و اجرای اصول بیوسکیوریتی در مزارع خود
* عدم برقراری قرنطینه ورودی مزارع پرورش برای کنترل تردد خودرو و افراد

* در مواردی استفاده از بچه میگوی فاقد تایید صلاحیت و سلامت توسط دامپزشکی و ذخیره سازی آن در مزارع فاقد مجوز آماده سازی ( مثال : سایت بندر ریگ )
* امکان دسترسی به استخرها از سایر مبادی غیر از ورودی اصلی مزرعه بدلیل عدم انسداد راههای ورودی فرعی و غیر ضرور

* حذف کردن توری ورودی و یا عدم اصلاح تورهای پاره شده تعبیه شده در ورودی آب مزارع اعم از توری سرپمپ اصلی ، لوله ورودی به حوضچه آرامش و یا توری های کیسه ای و ایستاده ورودی آب به کانال آبرسان مزرعه توسط بهره برداران و امکان حضور پررنگ سخت پوستان و ماهیان بعنوان مخازن بیماری و رقبای تغذیه پرورش میگو

*استفاده معدودی از پرورش دهندگان از تقویت کننده های سیستم ایمنی اعم از مکمل ها ، پروبیوتیک ها و … در ارتقای سیستم ایمنی آبزی در طول دوره پرورش

*عدم گزارش دهی به موقع و سریع موارد تلفات و یا علائم غیر نرمال آبزی به دامپزشکی و شیلات

* استفاده از دستگاه های سنجش پارامترهای محیطی و یا ابزار کار بطور مشترک بین برخی مزارع امکان انتقال بیماری پس از رخداد و شیوع سریع آن را امکان پذیر می سازد.

* جابجایی غذای بدون هویت و غذای قاچاق در بین مزارع

* عدم برنامه مناسب جهت مبارزه با پرندگان در طول دوره پرورش بویژه در زمان بروز بیماری
* عدم چاره اندیشی راهکار مناسب جهت برخورد بهینه با عوامل زنده و غیر زنده مزاحم همانند خرچنگ

* آلودگی شدید محیط به دلیل شرایط خاص جغرافیایی منطقه در خوزستان، به نحوی که امسال از نمونه های وحشی سخت پوستان منطقه هم ویروس جدا شده و برای نخستین بار حتی در زئوپلانکتون های محیط هم ویروس مشاهده شده است.

* اهمیت نداشتن و بلکه فانتزی بودن مسائل مهم و حیاتی زیست محیطی برای اکثریت بهره برداران ؛ که حدیث مفصلی است که در این مجمل نمی گنجد.

مشکلات ساختار فیزیکی            
* عدم لایروبی کامل کانالها [در مورد سال ۹۵ انجام لایروبی در آخرین روزها به نحوی که بعضاً همزمان با لایروبی، آبگیری از کانال درحال لایروبی ناقص انجام شد و بیشترین علایم بیماری هم در کانال C4 که این نقص را داشت مشاهده شد.]

*عدم لایروبی مناسب کانال اصلی آبرسان و عدم تامین آب کافی در طول پرورش در برخی از سایت ها که باعث تهدید جهت دسترسی به آب سالم در انتهای کانال مزارع شده است.
* عدم لایروبی کانال های زهکش بین مزارع و نیز کانال زهکش اصلی جهت تسهیل خروج پساب
* عدم امکان کنترل آب ورودی از زهکش های اصلی در غالب سایت ها بویژه در زمان مد و بازگشت پساب مزارع به خود آنها
* بالا بودن سطح زه کش ها در برخی سایت ها در زمان طراحی اولیه و بازگشت دائم آب پساب به استخر بطوریکه در برخی موارد امکان تخلیه آب استخر بر اساس اختلاف ارتفاع و شیب استخر در زمان پرورش را غیر ممکن ساخته و تخلیه آب و صید صرفا با پمپ های کف کش و لوله واز روی دایکت صورت می پذیرد
* عرض بسیار متغیر دایکت ها و ازبین رفتن تدریجی آن در سال های پرورش که امکان نفوذ آب زهکش به داخل استخر و نیز حضور سخت پوستان احتمالی در زهکش و ورود آن به استخرهای پرورش را مقدور نموده است.

*شیب بندی نامناسب استخرها و یا عدم اصلاح شیب در طول سالیان متمادی پرورش و ورود و خروج مناسب آب را مشکل ساخته و هر ساله در پایان دوره پرورش شاهد تجمع خاک سیاه در برخی از نقاط این استخرها هستیم.
* عدم وجود دریچه نقلی معکوس در زهکش اصلی سایت ها بعنوان معضلی بزرگ در خشک نمودن مزارع پس از عملیات برداشت میگو و آماده سازی برای سال های بعد پرورش وجود داشته بطوری که غالب مزارع این سایت ها امکان در معرض آفتاب قرار گرفتن بستر استخر در دوره غیر فعال بودن استخرهایشان وجود ندارد.
* مجاورت کانال آبگیری اصلی و زهکش خروجی اصلی سایت در برخی سایت ها ( مثال: سایت دلوار ۱۸ )
* عدم طراحی قرنطینه روبروی مناسب سایت ها در بدو امر و تداوم این روند معیوب در برخی سایت ها توسط بهره برداران ( مثال: سایت بردستان دیر و دلوار ۱۸ )
* دخالت ارگانهای دیگر در محدوده سایتها (سد رییسعلی دلواری ، ساخت اسکله جدید در ورودی سایت دلوار ۱ که منجربه کاهش میزان آب ورودی و آلودگی زیست محیطی شده ،پتروشیمی ها و….)
* استقرار مراکز تکثیر در برخی سایت های پرورش ( مثال : دلوار ۱۴ و حله )

* عدم طراحی راهکار مناسب جهت صید اضطراری بدون خروج آب آلوده
*خراب بودن دریچه ثقلی کانال آبرسان وبرگشت آب هنگام جذر (ریگ)

 *عدم وجود استخر رزروار در تمام مزارع
* ورود مستقیم آب کانال زهکشها بصورت مستقیم به دریا

**********************************************************************

بررسی تجربه کشورهای پیشرو نشان می دهد که این مسائل کمابیش برای آن ها هم وجود داشته و آن ها هم اقدامات اصلاحی را انجام داده اند .آیا فکر نمی کنیم که ما هم باید به خود بیاییم و از آموزه قرآنی خود درس بگیریم ؟ آن جا که در اين آيه مى‏فرمايد: «آيا در زمين گردش نكردند تا بنگرند عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودند» به كجا كشيده شد (أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ) آن ها نيرومندتر از اينان بودند و زمين را (براى زراعت و آبادى) بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند (كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها) و پيامبرانشان با دلايل آشكار به سراغشان آمدند» (وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ). اما آنها خيره‏سرى كردند، و در برابر حق تسليم نشدند و كيفر خود را ديدند ؛ خداوند هرگز به آنان ستم نكرد، آنها به خودشان ستم مى‏كردند»! (فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ). این ما هستیم که با عدم توجه به اصول مدیریتی و عدم رفع نواقص ساختاری و بی توجهی به مسائل بهداشتی و امنیت زیستی به خودمان ظلم می کنیم .

و اما چه باید کرد پاسخ بسیار روشنی دارد :

تطابق نظام پرورش با استفاده از ویژگی های اقلیمی کشور

اصلاح ساختارهای فیزیکی

ارتقای دانش و بهبود مدیریت

التزام به بهداشت و رعایت اصول ایمنی زیستی

به همین سادگی!

آن چه که کار را سخت می کند نداشتن ساختار لازم در بخش خصوصی است و غیبت تشکلی کارامد و فراگیر که فعل ساختن را برای این موارد صرف کند و لذا از نظر این جانب وظیفه اصلی همه ما حرکت در این مسیر است: اصلاح ساختاری مشابه تشکل های مقتدر و مسئولیت پذیر کشورهای پیشرو به عنوان اصلی ترین مبنای اصلاح و بهبود مسیر توسعه صنعت میگوی کشور

شاید لازم بود به ضعف در ساختارهای ارگان های دولتی مرتبط با صنعت میگو هم اشاره می شد ؛ دور شدن شیلات از وظایف اصلی که ممکن است به رهاسازی و بی عملی تعبیر گردد، ساختار ضعیف و ناکارامد دامپزشکی و خصوصا کمبود نیروی کارشناسی ، آزمایشگاه ها ،تدوین ضوابط و مقرراتی که اکثرا (به دلایل موجه و ناموجه) غیر اجرایی هستند؟، ساختار بی حاصل صندوق بیمه کشاورزی، بانک ها و…همه . همه مواردی است که می توان در باره آن ها ساعت ها بحث نمود و صفحاتی سیاه کرد ؛ لیکن من رویکرم نگاه به خود از درون بخش خصوصی و ایجاد غیرت و حمیت درون بخشی برای حرکت در جهت اصلاح است . چرا که تا ما خودمان نپذیریم که باید به این مشکلات توجه کنیم و جانانه از بخش دولتی نخواهیم وضع به همین منوال خواهد بود. البته همواره مسائل مرتبط با ضعف های بخش دولتی بیان شده وموضوع پنهان و ناشناخته ای نیست ولی به قول یغمای جندقی این شاعر خور و بیابانکی ما گه زیبا سروده:

گفتمش خسرو شیرین که ای دل بنم

 کان که در عهد من این کوه کند فرهاد است

 یغما، شنود ناله گرمم گوید
 آهن سرد چه کوبی دلش از فولاد است

گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من

 آنچه البته به جایی نرسد فریاد است