تحقیقات جدید در مورد اندازهگیری FIFO در ماهیان پرورشی (معیاری دراندازهگیری میزان استفاده از ماهیهای وحشی برای تولید خوراک آبزیان پرورشی)
7 March 2025یک دستاورد پژوهشی جدید به دلیل توانایی بالقوهاش در بهبود کارایی حفظ ارزش غذایی مواد ، از ترکیبات خوراک تا تولید ماهیهای پرورشی مورد تحسین قرارگرفته است و میتواند مسیر روشهای پایدارتر در صنعت آبزیپروری را هموار کند.

پژوهشگران مؤسسه آبزیپروری دانشگاه استرلینگ، با همکاری دانشگاههای لنکستر، آبردین و کمبریج، روشی جدید برای تجزیهوتحلیل میزان حفظ امگا-۳ و سایر مواد مغذی موجود در ترکیبات دریایی مانند پودر ماهی و روغن ماهی که به عنوان خوراک ماهیان پرورشی استفاده میشوند، را ارائه کرده اند.
آبزیپروری صنعتی در حال رشد سریع است، اما وابستگی آن به ماهیان صید شده از طبیعت برای تأمین خوراک، نگرانیهایی درباره پایداری این صنعت ایجاد کرده است. ترکیبات دریایی نقش مهمی در انتقال مواد مغذی، بهویژه اسیدهای چرب امگا-۳، به ماهیان پرورشی و در نهایت به مصرفکنندگان انسانی دارند، اما اغلب به دلیل اتکای آنها به منابع محدود دریایی مورد انتقاد قرار میگیرند.
این روش جدید به صنعت آبزیپروری کمک خواهد کرد تا در حفظ مواد مغذی ارزشمند موجود در این ترکیبات محدود، کارآمدتر عمل کند.
شاخصهای رایج و پرکاربرد fish-in fish-out (FIFO[1]) مقدار زیستتوده ماهیان وحشی مورد استفاده برای تولید ماهیان پرورشی را اندازهگیری میکنند اما میزان حفظ مواد مغذی را در نظر نمیگیرند. شاخص جدید nutrient fish-in fish-out (nFIFO) بر پایه مدل قبلی FIFO طراحی شده اما شامل جنبه مهم حفظ مواد مغذی نیز میشود. این روش همچنین محصولات جانبی مثل موادی که برای مصرف انسانی مناسب نیستند اما میتوانند به عنوان منبعی پایدار برای تولید ترکیبات دریایی مورد استفاده در آبزیپروری به کار روند را هم لحاظ می کند.
[1] FIFO مخفف عبارت “Fish-In Fish-Out” است که به معیاری در صنعت آبزیپروری اشاره دارد. این معیار برای اندازهگیری میزان استفاده از ماهیهای وحشی برای تولید خوراک برای ماهیهای پرورشی بهکار میرود. به عبارت دیگر، FIFO نسبت ماهیهای وحشی مصرف شده برای تولید ماهیهای پرورشی را نشان میدهد. این معیار به طور عمده برای ارزیابی پایداری منابع مورد استفاده در تولید خوراک ماهی به کار میرود و بر اهمیت کاهش وابستگی به منابع ماهی وحشی برای خوراک آبزیان تاکید دارد.
مطالعهای با عنوان Fish as Feed: Using the nutrient Fish In: Fish Out ratio (nFIFO) to enhance nutrient retention in aquaculture که در مجله Aquaculturمنتشر شده، جریان مواد مغذی از ترکیبات دریایی در سیستم تولید ماهیان پرورشی را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که ماهی سالمون پرورشی در حال حاضر تنها حدود ۳۸ درصد در تبدیل اسیدهای چرب امگا ۳ ورودی به مواد مغذی موجود در ماهیان برداشت شده تجاری کارایی دارد.
تیم تحقیقاتی شناسایی کرد که اگر تمام مواد دریایی در خوراک آبزیان از محصولات جانبی صنعت شیلات به دست آید، کارایی حفظ مواد مغذی میتواند به طور چشمگیری بهبود یابد.
تیم تحقیقاتی همچنین یک ابزار محاسباتی را ارائه داده است تا پذیرش گسترده شاخص nFIFO در صنعت تشویق شود. این ابزار به صورت آنلاین از طریق مجموعه شاخصهای پایداری Blue Food Performance در دسترس قرار خواهد گرفت.
دکتر Richard Newton، مدرس سیستمهای غذایی مقاوم در این موسسه آبزیپروری و سرپرست این مطالعه، در بیانیهای مطبوعاتی گفت: “برخلاف روشهای سنتی، این شاخص جدید nFIFO به حفظ مواد مغذی کلیدی در ماهیهای پرورشی نهایی توجه میکند و روش هدفمندتری برای اندازهگیری و بهبود کارایی منابع در صنعت آبزیپروری ارائه میدهد. این تغییر، نقش روزافزون محصولات جانبی (by-products) را در تبدیل منابع دریایی به منابع غذایی ارزشمند در بخش آبزیپروری برجسته میکند.”
او اضافه کرد “در حال حاضر، حفظ اسیدهای چرب امگا-3 کلیدی تنها حدود 38 درصد است و امیدواریم در آینده این میزان را بهبود بخشیم. رویکرد ما بر اهمیت ترویج مدیریت بهتر خوراک در چرخش اقتصاد صنعت آبزیپروری تأکید دارد، بهطوری که این صنعت قادر به استفاده بهتر از منابع دریایی محدود، کاهش ضایعات، بهبود پایداری و افزایش بازده تغذیهای ماهیهای پرورشی باشد. سیستم محاسباتی که ما توسعه دادهایم، میتواند بهعنوان ابزاری عملی برای ذینفعان صنعت آبزیپروری و سیاستگذاران استفاده شود تا در نهایت شیوههایی را پیادهسازی کنند که منجر به کاهش تأثیرات زیستمحیطی شود و در عین حال ماهیهای پرورشی با کیفیت بالا و غنی از مواد مغذی ضروری تولید کند.”
دکتر David Willer از دانشگاه کمبریج، نویسنده ارشد مقاله، افزود: “ما معتقدیم که nFIFO میتواند به شکلگیری شیوههای پایدارتر در صنعت آبزیپروری کمک کند. این ابزار به تولیدکنندگان این امکان را میدهد که حداکثر نگهداری مواد غذایی را داشته باشند و در عین حال تأثیرات زیستمحیطی را به حداقل برسانند.”


